حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٤٠ - سه ارزيابى نهايى
مىكردند؛ چنان كه از برگزارى مراسم نوروز، ممانعت به عمل مىآوردند.[١]
٥. از ديرباز تاكنون، نوروز در سرودههاى شاعران تازى گو و پارسى زبانْ حضور جدّى دارد و اين نيز شاهدى گويا بر حضور نوروز در فرهنگ ايرانيان مسلمان است.[٢]
با توجه به اين شواهد و امور ديگر، نوروز را در دوره اسلامى از شعائر مجوسى دانستن، سخنى نا صواب است؛ چنان كه آن را ترويج آيين آتش پرستان انگاشتن، واقعيت خارجى ندارد. گذشته از اينها در روايات اسلامى و سخن فقيهان، فضيلت روزه نوروزْ مطرح است و به نقل بيرونى: «مجوس را روزهاى نيست و هر كس از ايشان روزه بگيرد، گناه كرده است».[٣]
گيريم روزگارى نيز نوروز چنان بود؛ ولى زمانى كه در عرف ايرانيان مسلمان، آن حالت از ميان رفت، ديگر ذَمّى بر آن نيست. همان گونه كه امام خمينى فتوا داد كه شطرنج، اگر روزى ابزار قمار نباشد، حرمتى در بازى با آن نيست[٤]
و استاد مطهرى، مجسمه سازى را مجاز دانست؛ چرا كه فلسفه حرمت آن، به جهت فاصله گرفتن از دوران بت پرستى، از ميان رفته است[٥]
و نمونههاى بسيار ديگر.
اصوليان را قاعدهاى است كه در اين جا به كار آيد. آنان گويند اگر در ميان مردمان، آداب و رسومى رواج داشت و در جان و دل آنان رسوخ يافته بود، چنانچه شرع با آن، روى خوشى ندارد و مىخواهد آن را طرد سازد، بايد ادلهاى روشن و
[١]. نامه مفيد، ش ٩، ص ٢٠٧- ٢٠٨.
[٢]. نوروزگان، مرتضى هنرى، تهران: سازمان ميراث فرهنگى، ص ١٦٧- ١٩٧؛ نامه مفيد، ش ٩، ص ٢٠٦- ٢٠٧؛ نور علم، ش ٢٠، ص ١٠٤، ١٠٦، ١٠٧.
[٣]. الآثار الباقية، ص ٢٣٠، آثار الباقيه، ص ٣٥٧.
[٤]. صحيفه نور، ج ٢١، ص ١٥.
[٥]. تعليم و تربيت در اسلام، ص ٤٦.