حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢١٢ - ٤ عزل كارگزاران صالح
و نيز گفته شده:
يظن أن بعض المواقف السياسية للامام هى دليل عدم تأهله السياسى و عدم كفاءته في هذا المجال، و يزعم أنّ عليّاً رجل حرب و شجاعة، و ليس رجل سياسة.
من المواضع التى تغرى هؤلاء بهذا الوهم بعض مواقف الإمام قبل بلوغه السلطة، مثل موقفه في عمل الشورى السُداسية التى انتجبها عمر لتعيين الخليفة من بعده، و عدد آخر من مواقفه السياسية بعد تسلّمه الحكم، كعزله معاوية بداية خلافته.[١]
برخى گمان بردهاند كه پارهاى از موضعگيرىهاى سياسى امام على عليه السلام، نشانه ناتوانى سياسى و كفايت نداشتن اوست، و گمان بردهاند او (تنها) مرد جنگ و دلاورى است، نه مردِ سياست. از موضعگيرىهايى كه آنان را به اين توهّم واداشته، برخى عملكردهاى او پيش از رسيدن به قدرت است، مانند موضعگيرى او در شوراى شش نفرهاى كه عمر براى تعيين خليفه معيّن كرده بود، و برخى از موضعگيرىهاى سياسى او پس از به قدرت رسيدن، مانند كنار گذاردن معاويه در آغاز خلافت.
٣. نصب كارگزاران خائن و نالايق
در ميان كارگزاران امام على عليه السلام، افرادى چون: زياد بن ابيه، منذر بن جارود و نعمان بن عجلان به چشم مىخورند كه خيانت پيشه بودند، و نيز افرادى هستند كه از تجربه كافى برخوردار نبودند، چون: عبيداللَّه بن عباس و ابو ايوب. و اين همه، با تأكيدهاى امام على عليه السلام بر به كار گرفتن كارگزاران صالح و باتجربه، سازگار نيست.
٤. عزل كارگزاران صالح
امام على عليه السلام، ابوالأسود دُئلى را كه از ياران ديرين و باسابقهاش بود، از منصب
[١]. موسوعة الامام على بن أبي طالب عليه السلام، ج ٤، ص ٥١.