حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩٢ - علوم حديث پژوهش و آموزش
ابتدايى تا مراحل پايانى تحصيل، حديث، جزو درسها قرارگرفت.[١]
اين نگاه به گذشته و گستره نيازها و پرسشهاى جديد، برنامه ريزان آموزشى و پژوهشى را فرا مىخواند كه حديث و دانشهاى وابسته بدان را در برنامهها جاى دهند.
قرآن و حديث، دو مصدر دين شناسى و مادر علوم اسلامى به شمار مىروند و نبايد در حاشيه برنامههاى نهادهاى تعليمى و آموزشى قرارگيرند. نبايد فرزندان، عرصه را بر مادر، تنگ كنند و آن را از صحنه به دور سازند يا در حاشيه قرار دهند.
حاشيه نشينى حديث، اين ضرر را داشته كه هنوز بسيارى از قلمروهاى آن، به تعليم، بلكه تحقيق، درنيامده است. روايات مربوط به معارف، اخلاق، آداب و رسوم و ادعيه و زيارات، هنوز بِكر باقى ماندهاند. حديث، در حاشيه و به دنبال فقه و اصول، گام بر مىدارد و تا آن جا بدان توجه مىشود كه فقه و اصول، دامن گسترده باشند.
بر پيروان سنّت و عترت، فرض است كه حديث را در همه قلمروها و با همه دانشهاى بايسته آن، منظور كنند و آن را از انحصار منبر وعظ و كرسى فقه، خارج سازند.
به اميد روزى كه حديث و دانش هايش جايگاهى شايسته در برنامه آموزشى حوزهها به دست آورد و رشتهاى تخصّصى را به خود اختصاص دهد و مراكز آموزش عالى، به علوم حديث، به عنوان يك گروه مستقل آموزشى بنگرند.
واللَّه ولىّ التّوفيق.
[١]. الأزهر فى الف عام، محمد عبدالمنعم خفاجى، بيروت- قاهرة، عالم الكتب- مكتبة اللباب الأزهرية، ج ٢، ص ١٨٢- ١٨٥.