حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٩٨ - نتيجه
١. لزوم گردآورى احاديث و روايات مربوط به يك مسئله و يك موضوع. اين امر را فقيهان، عمدتاً مدّنظر داشته و بر اساس قاعده لزوم فحص از مخصّص يا مقيّد و...، در اين زمينه تلاش كردهاند. البته هنوز هم جاى توصيه هست. گردآورى كليه احاديث مربوط به يك موضوع، چنان كه آيةاللَّه بروجردى بدان اقدام كردند[١]
و برخى پژوهشگران در اين زمان در پى آنند،[٢]
به اين امر، كمك شايانى مىكند.
٢. تأمّل و دقّت در يافتن و شناسايى مواردِ نقل به معنا. اين، يك وظيفه و تكليف است براى كسى كه در صدد فهم حديث و روايت است و با توجّه به عقلايى بودن نقل به معنا و كثرت موارد آن، نمىتوان اصل را بر عدم نقل به معنا گذارد. از اين رو، سيره فقيهانى چون آيةاللَّه بروجردى، ستودنى است و بايد الگو قرارگيرد.
٣. سومين توصيه و دستور كار، اين است كه پس از شناسايى موارد نقل به معنا، بايد همان مسامحه در نقل را در فهم آن نيز منظور كرد.
يعنى همچنان كه راويان با تسامح به نقل پرداختند و قدرى جابجايى در واژهها را بخشودنى تلقّى كردند، آن كه در تكاپوى فهم حديث است نيز بايد از اين تسامح، غفلت نورزد. اين مسامحه، همان است كه با عنوان «توجه به قدر مشترك واژهها و الفاظ» از آن يادشد.
***
در پايان، اذعان داريم كه اين گفتار، مَدخلى بود تا پژوهشگران حديث، آن را تداوم بخشند و با پژوهشهاى موردى و كاربردى، اين راه را دنبال كنند.
[١]. مقصود، كتاب گران سنگ« جامع أحاديث الشيعة» است كه به همّت و زيرنظر آن بزرگوار پديد آمد و باپشتكار يكى از شاگردان ايشان دنبال شد.
[٢]. مقصود، طرحى است كه محقّق گرامى، آقاى عليرضا برازش، با عنوان« جامع الأحاديث» در پى آناند.