حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٧ - پديده هاى نو در عرصه حديث پژوهى
تعاريف را برگزيده است؛[١]
ليكن نكتهاى كه اضافه كرده، اين است كه:
وقد أطلق علماء الحديث على علم الحديث درايةً اسم «علوم الحديث» واسم «مصطلح الحديث» واسم «أصول الحديث»، وكلّها أسماء لمسمّى واحد، وهو مجموعة القواعد والمسائل التي يعرف بها حال الراوي والمروي من حيث القبول والردّ.[٢]
***
آنچه تا اين جا بدان اشاره شد، نشان دهنده پارهاى تحوّلات در بررسى حد و رسم علم الحديث است. آنچه در اين مرورْ مشهود بود، بدين قرار است:
١. برخى از نويسندگان شيعى و اهل سنّت، واژههاى علم الحديث، اصول الحديث، دراية الحديث، علم الحديثِ درايةً، قواعد الحديث و مصطلح الحديث را به يك معنا گرفتهاند، مانند عبدالهادى فضلى و محمد عجاج الخطيب. در حالى كه گروهى ديگر، اين نظر را نقد مىكنند و آن را نوعى خلط مرزهاى علوم مىدانند، مانند استاد مدير شانه چى.
٢. تعريفهاى اين دوره در ميان اهل سنّت، تثبيت تعاريف مرحله سوم است و در ميان شيعه نيز همان تثبيت است، به اضافه پارهاى تشويشها.
پديدههاى نو در عرصه حديث پژوهى
از اين امر كه بگذريم، در دوره معاصر با پديدههايى ديگر در عرصههاى حديث پژوهى مواجه هستيم كه در گذشته مطرح نبودند و عالمان امروز، بدانها توجه كردهاند:
يك. تلاش رَوشمند در پژوهش و تدوين تاريخ حديث. بررسى تحولاتى كه بر
[١]. أصول الحديث، ص ٨- ٧.
[٢]. همان، ص ٩.