حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢٥ - شيوه هاى ارزيابى اسناد
اصولى، نقل اينان مورد ترديد و خدشه است.
به عقيده ما (همان طور كه برخى اساتيد معظّم و بزرگوار مطرح كردهاند)،[١]
چنين افرادى نياز به توثيق ندارند. همين كه در كتب رجال، قَدْحى بر ايشان ثبت نشده، كافى است. زيرا اشتهار و معروفيت آنان به حدّى است كه اگر قَدْحى داشتند، از نظر عالمان رجال، دور نمىمانْد. اين مطلب، امرى عقلايى است. در ميان عقلا اگر نويسندهاى شناخته شده باشد، در صورتى كه مذمّتى آشكار از او در كار نباشد، او را محترم مىشمرند و به نقلهايش توجه مىشود. مشايخ اجازه، صاحبان اصل و كتاب، راويان كثيرالروايه و... از اين قبيلاند.
برخى عالمان رجال، نسبت به عدهاى از روات مانند: صندل،[٢]
مُعَلَّى بن محمّد، موسى بن بكر واسطى و... اين تعبير (بى نياز بودن ايشان از توثيق) را به كار بردهاند.[٣]
٤- تحقيق در قرائن و شواهد
در كتب رجال و درايه، قرائن و شواهدى آمده كه نزد قدما سبب اعتبار حديث بودهاند. صاحب «وسائل»، ٢١ قرينه ياد كرده است.[٤]
و در «تنقيح المقال»، ١٢ قرينه ياد شده است.[٥]
اين قرائن، مورد نقد و جرح قرار گرفتهاند و در اعتبار آنها تشكيك شده است.[٦]
به نظر مىرسد برخى از اين قرائن، مانند موافقت با دليل قطعى يا اجماع مسلمين و... به نقد محتوايى باز مىگردد كه پس
[١]. استاد بزرگوار حضرت آية اللَّه ميرزا جواد تبريزى.
[٢]. معجم رجال الحديث، ج ٩، ص ١٤٠.
[٣]. استفاده شفاهى نويسنده، از محضر آية اللَّه استاد ميرزا جواد تبريزى.
[٤]. وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٩٣- ٩٥.
[٥]. تنقيح المقال، ج ١، ص ٢١٠- ٢١١.
[٦]. رجوع شود به: معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٦٧- ٩٦؛ كليات علم الرجال، ص ١٦١- ٣٥١.