هزار حديث از پيامبر اعظم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١
٢٠٩. حقير نشمردن مسلمان لا تُحَقِّرنَّ أحَداً مِن المسلمينَ، فانَّ صَغيرَهُم عِند اللَّهِ كَبيرٌ.
(٣/ ١٢٢٤؛ تنبيه الخواطر: ١/ ٣١)
هيچ مسلمانى را خوار و حقير مشمار؛ زيرا كوچك آنان هم نزد خداوند بزرگ است.
٢١٠. تحقير، نشانه بدى خود شخص حَسْبُ ابنِ آدمَ من الشَّرِّ أنْ يُحَقِّرَ أخاهُ المسلمَ. (٣/ ١٢٢٤؛ تنبيه الخواطر: ٢/ ١٢٢)
در بدى فرزند آدم همين بس كه برادر مسلمان خود را كوچك شمارد.
تعصب ٢١١. پرهيز از تعصب [بى جا و بى مورد] مَن تَعَصَّبَ أو تُعُصِّبَ لَهُ فقَد خَلَعَ رِبْقَ الايمانِ مِن عُنُقِهِ. (٨/ ٣٧٩٤؛ كافى: ٢/ ٣٠٨)
كسى كه تعصّب بورزد يا برايش تعصّب بورزند، حلقه ايمان را از گردن خويش باز كردهاست.
٢١٢. خالى كردن قلب از تعصب [بى جا و جاهليت] منَ كانَ فى قَلبِةِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِيَّةٍ بَعَثَهُ اللَّهُ يَومَ القِيامَةِ مَعَ أعرابِ الجاهِلِيَّةِ. (٨/ ٣٧٩٤؛ كافى: ٢/ ٣٠٨)
هر كس در دلش به اندازه دانه خردلى عصبيّت باشد، خداوند در روز قيامت او را با اعراب جاهليّت برانگيزاند.
٢١٣. عصبيت، دور كننده مسلمان از دين خود لَيسَ مِنّا مَن دَعا الى عَصَبِيَّةٍ، ولَيسَ مِنّا مَن قاتَلَ (عَلى) عَصَبِيَّةٍ، ولَيسَ مِنّا مَن ماتَ عَلى عَصَبِيَّةٍ. (٨/ ٣٧٩٤؛ سنن ابى داود: ٥١٢)
از ما نيست كسى كه به عصبيّتى فرا خواند و از ما نيست كسى كه در راه عصبيّتى بجنگد و از ما نيست كسى كه با عصبيّت بميرد.