هزار حديث از پيامبر اعظم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٣
نفاق ٩٠١. نفاق، سياه كننده قلب انّ النِّفاقَ يَبدو لُمظَهً سَوداءَ، فكُلّما ازدادَ النِّفاقُ عِظَماً ازدادَ ذلكَ السَّوادُ، فاذا استَكمَلَ النِّفاقُ اسوَدَّ القَلبُ. (١٣/ ٦٤١٦؛ كنزالعمال: ١٧٣٤)
نفاق، ابتدا به صورت نقطهاى سياه ظاهر مىشود و هرچه نفاق بيشتر شود، آن نقطه بزرگ تر مىگردد و چون نفاق به مرحله كمال رسد، دل به كلّى سياه مىشود.
٩٠٢. نشانههاى منافق المُنافِقُ مَن اذا وَعَدَ أخلَفَ، واذا فَعَلَ أفشى، واذا قالَ كَذَبَ، واذا ائتُمِنَ خانَ، واذا رُزِقَ طاشَ، واذا مُنِعَ عاشَ. (١٣/ ٦٤١٦؛ بحار: ٧٢/ ٢٠٧)
منافق كسى است كه هرگاه وعده دهد خُلف وعده كند، و هرگاه كارى كند آن را فاش سازد (و در بوق دَمَد)، و هرگاه سخن بگويد دروغ گويد، و هرگاه امانتى به او سپارند خيانت ورزد، و هرگاه روزى داده شود، سبكسرى كند، و هرگاه روزى داده نشود (وتنگدست گردد) به غلّ و غش روى آورد.
٩٠٣. ناسازگارى باطن و ظاهر، نشانه نفاق مَن خالَفَت سَريرَتُهُ عَلانِيَتَهُ فهُو مُنافِقٌ كائناً مَن كانَ. (١٣/ ٦٤٢٠؛ بحار: ٧٢/ ٢٠٧)
كسى كه باطنش با ظاهرش ناسازگار باشد او منافق است، هر كه مىخواهد باشد.
٩٠٤. يكى نبودن دل و بدن، نشانه نفاق ما زادَ خُشوعُ الجَسَدِ على ما فى القَلبِ فهُو عِندَنا نِفاقٌ.
(١٣/ ٦٤٢٠؛ كافى: ٢/ ٣٩٦)
چنانچه خشوعِ بدن، بر خشوعِ دل بچربد اين در نظر ما نفاق است.
٩٠٥. محشور شدن منافق با چهره آتشين ذو الوَجهَينِ فى الدُّنيا يأتى يَومَ القِيامَهِ ولَهُ وَجهانِ مِن نارٍ.
(١٣/ ٦٤٢٦؛ الترغيب والترهيب: ٣/ ٦٠٣)
آن كه در دنيا دوچهره باشد، روز قيامت با دو چهره آتشين محشور مىشود.