هزار حديث از پيامبر اعظم(ص) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩
بِنُبُوَّتى ففى الجَنّةِ. و أمّا الدّاعى فانّى أدعُو النّاسَ الى دِينِ ربّىعزّ و جل، و أمّا النَّذيرُ فانّى انذِرُ بالنّارِ مَنْ عَصانى، وأ مّا البَشيرُ فانّى ابشِّرُ بالجَنّةِ مَن أطاعَنى. (١٣/ ٦١١٠؛ معانى الاخبار: ٥٢)
در پاسخ به سؤال مردى يهودى از علّت نامگذارى ايشان به محمّد و احمد و ابوالقاسم و بشير و نذير و داعى، فرمود: امّا محمّد، از آن روست كه من در زمين ستودهام. امّا احمد، از آن روست كه من در آسمان ستودهام. امّا ابوالقاسم، از آن روست كه خداوند عزّ و جلّ در قيامت قسمت آتش را جدا مىكند و هر كه، از اولين و آخرين انسانها، به من كافر شده باشد جايش در آتش است و قسمت بهشت را جدا مىسازد و هركه به من ايمان آورده و به نبوّت من اقرار كرده باشد، جايش در بهشت است. امّا داعى، از آن روست كه من مردم را به دين پروردگار عزّ و جل دعوت مىكنم. امّا نذير، از آن روست كه هركس نافرمانيم كند او را به آتش بيم مىدهم و امّا بشير، از آن روست كه هركس اطاعتم كند، او را به بهشت بشارت مىدهم.
٨٨٥. پيامبر اسلام، خاتم پيامبران أنا العاقِبُ الّذى لَيسَ بَعدَهُ نَبىٌّ. (١٣/ ٦١١٢؛ الطبقات الكبرى: ١/ ١٠٥)
من عاقِب هستم، يعنى كسى كه بعد از او پيامبرى نيست.
٨٨٦. پيامبر اكرم، رحمت خداوند بر مردم أيُّها النّاسُ، انّما أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ.
هزار حديث از پيامبر اعظم(ص) ٢٠٨ نور (١٣/ ٦١٤٢؛ الطبقات الكبرى: ١/ ١٩٢)
اى مردم، من در حقيقت رحمتى اهدا شده (از جانب خدا) هستم.
٨٨٧. پيامبر اعظم، سرور فرزندان آدم (ع)
أنا سَيِّدُ وُلدِ آدَمَ ولا فَخرَ. (١٣/ ٦١٤٢؛ بحار: ٨/ ٤٨)
خودستايى نباشد، من سرور فرزندان آدم هستم.