پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٩٥
باز وبسته شدن سريع و متوالى تار آواها سبب بروز يك پديده فيزيكى بسيار مهم ديگر به نام «واك» «١» مىگردد. براى روشن شدن مطلب، توضيح چگونگى توليد «واك» «٢» ضرورى به نظر مىرسد.
هنگامى كه تار آواها به هم نزديك شود راه عبور هوا را به خارج مسدود مىكنند. اگر اين گرفتگى چنان نباشد كه باز شدن آن مستلزم فشار زياد باشد، طبيعى است كه با اندك فشارِ هواى ششها، كه در زير تارهاى صوتى متمركز گرديده است، تارهاى مذكور كمى بازشده و درنتيجه مقدارى از هوا به بيرون مىجهد. در اين هنگام بر اثر كم شدن فشار هواى ششها نيروى ماهيچهاى، دوباره تار آواها رابه هم كشيده راه عبور هوا را مىبندند. حال اگر اين باز و بسته شدنها به طور خيلى سريع و متوالى (بيش از ١٦ بار در ثانيه) صورت پذيرد موج صوتى- كه شرح آن گذشت- به وجود خواهد آمد. توليد بسيارى از آواهاى زبان عربى همراه با ارتعاش (باز و بسته شدن سريع و متوالى) تارهاى صوتى است (كه به آنها حروف «مجهوره» مىگويند) بعضى از حروف نيز در حين توليد و تلفظ، همراه با ارتعاش (باز و بسته شدن متوالى تارهاى صوتى) نيستند، كه آنها را حروف «مهموسه» مىنامند.
٦- حلق: از خوانندگان گرامى تقاضا مىشود توجّه بيشترى به تشريح اين موضع داشته باشند.
اندام حلق در فيزيولوژى بُرِش «گلوگاه و دهان» از استخوان هيوئيد تا زبان كوچك (ملاز) است. در نمودار شماره ٣ محدوده آن با شماره ١١ مشخّص شده است. ولى منظور از موضع «حلق» در نظر علماى تجويد (كه موضع خروج شش حرف حلقى است)، شامل گلو و حلق مىباشد كه در نمودار ٣ با شمارههاى ١٠ و ١١ به آن اشاره شده است. ضمناً به قسمت شماره ١٠ حنجره نيز مىگويند.
بنابراين در كتب تجويدى هر جا صحبت از موضع حلق رفته است، منظور دو بخش شماره ١٠ و ١١ از نمودار، يعنى گلو و حلق مىباشد. با توجه به مطالب بالا بايد دانست، موضع