پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٢٢
مخرج آن را «خيشوم» شمردهاند. و ميم را بار اول آوايى شفوى ناميده و بار دوم آن را از مخرج خيشوم دانستهاند.
در توضيح اين مطلب بايد گفت محل تكوين نون، زبان و لثه دندانهاى ثناياى بالا مىباشد ولى به سبب اتصال اين دو اندام به يكديگر و پايين آمدن نرمكام، راه عبور هوا از دهان بسته مىشود و بناچار هوا از ناحيه بينى و خيشوم خارج مىشود و صداى «نون» از بينى شنيده مىشود.
در ميم، محل تكوين حرف، لبهاست ولى به دليل بسته شدن راه خروج هوا از دهان و پايين آمدن نرمكام، هوا وارد فضاى بينى شده و صداى حرف از «خيشوم» شنيده مىشود. در اين زمينه مباحث دقيقترى نيز مطرح است كه در صفت «غُنّه» از آن سخن به ميان خواهد آمد.
نامگذارى حروف و نقد آن در كتابهاى تجويد آنجا كه بحث از مخارج حروف رفته است، بخشى مربوط به «تعريف مخارج» يا «تعيين حدود» آن است. اولين كسى كه به صورت مدوّن، مخارج حروف را تعريف و تعيين حدود كرد، سيبويه بود «١»؛ كه آن را در نوشته هزار صفحهاى خود به نام «الكتاب» يا «كتابُ سيبويه» مطرح كرد. «٢» قسمتى نيز مربوط به نامگذارى حروف است كه عموماً بر مبناى همجنس بودن آنهاست؛ كه به «خليل بن احمد فراهيدى» استاد سيبويه نسبت داده شده است. خليل اولين كسى بود كه الفباى عربى را بر مبناى حروف متجانس (هم مخرج) دستهبندى و نامگذارى كرد. «٣»