پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٦٦
در مواردى كه كلّا در قرآن به كار رفته است از چهار معنايى كه براى آن ذكر شد، بيرون نيست. پس كلّا در قرآن به يكى از اين معانى و گاهى به دو معنى به كار رفته است و در بعضى از آيات، بيشتر از دو معنى هم مىتوان استفاده كرد.
باتوجه به تفسيرهاى گوناگون و نظرهاى مختلفى كهنحويان، علماى قراءت و مفسران از «كلّا» ارائه دادهاند ما آنچه را كه زركشى از امام مكّى بن ابى طالب «١» در مورد احكام وقف بر كلّا، نقل كرده است، برگزيده و مطرح مىكنيم. علّت گزينش اين نظريه، مطابقت اجمالى اين نظريه با علائم وقف قرآنهاى مصرى است كه در كشور ما نيز رواج دارد.
از نظر مكّى احكام وقف بر «كلّا» چهار قسم است:
قسم اول مواردى است كه وقف بر «كلّا» خوب است، زيرا به معنى رد سخن قبلى و انكار آن است. بنابراين كلّا به معنى «مسأله چنين نيست» مىباشد و پس از وقف، جايز است از «كلّا» ابتدا شود و آن را به معنى «حقّاً» قرار داد تا براى كلام بعد از خود، تأكيد باشد و يا به معنى «الا» قرار داد. يازده مورد در قرآن از اين قسم هستند كه به ترتيب زير مىباشد:
١- آيات ٧٨ و ٧٩ سوره مريم (١٩) «اطَّلَعَ الْغَيْبَ امِ اتَّخَذَ عِنْدَالرَّحْمنِ عَهْداً. كَلَّا ج سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدّاً».
٢- آيات ٨١ و ٨٢ سوره مريم (١٩) «وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ءَالِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً. كَلَّا ج «٢»، سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتْهِمِ وَ تَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدّاً».
٣- آيه ١٠٠ سوره مؤمنون (٢٣) «لَعَلِّى اعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ ج كَلَّا ج «٣»، انَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا».
٤- آيه ٢٧ سوره سبا (٣٤) «قُلْ ارُونِىَ الَّذِينَ الْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ صلى كَلَّا ج «٤»، بَلْ هُوَاللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ».