پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٣٧
الف- وقف «لازم» تعريف: وقفى است كه اگر دو طرف محلّ وقف را به هم وصل كنند، تصوّر مىشود مفهومى كه از كلام اراده شده است، تغيير يافته است.
حكم و علامت وقف لازم: جاهايى كه وقف، لازم است، قاريان قرآن بايد وقف نمايند.
و به وصل خواندن آن جايز نيست.
در قرآنهايى كه علائم وقف آنها، علائم سجاوندى است، حرف «م» نشانگر وقف لازم است.
مثال براى وقف لازم: مانند وقف بر «للكافرين» در آيه ٦٨ سوره عنكبوت «الَيْسَ فِى جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكَافِرِينَ م». «١» در صورت وصل اين آيه به آيه بعدى «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» «٢»، توهّم پيش مىآيد كه جهنّم شامل حال مجاهدان راه خدا نيز مىشود! در حالى كه «واو» در اين جا واو «عطف» نيست، بلكه واو «استيناف» است.
ب- وقف «مطلق» تعريف: وقف بر موضعى را گويند كه ابتدا از جمله مابعد آن نيكو است. زيرا جمله مابعد، مقول قول سابق (يعنى بيان گفتار سابق و ادامه آن) نيست؛ بلكه شروع گفتار جمله جديدى است. مانند وقف بر «يعملون» در آخر آيه ١٤١ سوره بقره «وَ لَا تُسْئَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَط» «٣» ؛ و ابتدا از «سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلّيهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِى كَانُوا عَلَيْهَا» «٤» در آيه ١٤١ بحث از آن است كه امّتهاى گذشته هر چه انجام دادهاند، به عهده