پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٣٩
اين آيه را مىتوان به وصل خواند و بر «بالاخره» وقف نكرد، چون (فاء) در «فلا يخفف عنهم» در قسمت بعدى آيه، نشانه سببيّت و جزاى كار خريداران دنياست و اين موجب خواندن آن به وصل است.
همچنين مىتوان گفت: «فلايخّفف» بر استيناف و جمله جديدى دلالت دارد، لذا آن را مىتوان براى جدا كردن جمله بعدى، دليل آورد و بر «بالاخره» وقف نمود.
حكم اين وقف و علامت آن: در قرآنهايى كه از علائم سجاوندى سود جستهاند اين نوع وقف را با علامت «ز» نشان دادهاند. در اين موارد وصل بهتر از وقف است، هر چند كه وقف نمودن آن را مىتوان توجيه كرد.
ه- وقف «مُرَخَّصٌ لِضَرُورَةٍ» وقف بر موضعى است كه جمله بعدى آن از ماقبلش بىنياز نباشد، ولى به سبب اتمام نفس و طولانى بودن جمله مىتوان وقف كرد، و بازگشت به اوّل هم لزومى ندارد. براى اينكه قسمت بعدى جمله، داراى مفهوم است. مانند وقف بر «الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْارْضَ فِرَاشاً وَ السَّمَآءَ بِنَآءً ص» در آيه ٢٢ سوره بقره، كه وقف مرّخص است. زيرا جمله بعدى «وَ انْزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَاخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَكُمْ» «١» از سياق و گذشته كلام بىنياز نيست.
چون فاعل «و انزل» ضميرى [ضمير مستتر در انزل] است كه به جمله قبلى برمىگردد. در صورت وقف بر «بِنَاءً» از «انْزَلَ» مىتوان ابتدا كرد. زيرا به هر حال، جمله دوّم به تنهايى نيز مفهوم دارد لذا فاصله افتادن بين دو جمله مانعى ندارد.
حكم وقف مرخّص و علامت آن: همان گونه كه از نام وقف مرخّص پيداست، در صورت ضرورت، يعنى اتمام نفس و طولانى بودن آيه، وقف در موارد آن، مانعى ندارد. و ابتدا از مابعد نيز بدون اشكال است. در قرآنهايى كه علائم وقف سجاوندى دارند حرف «ص» بيانگر وقف مرخّص است.