پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١١٨
داراى صفت اطباق و ذال، صفت مقابل آن (انفتاح) را داراست. رعايت اطباق ظاء، موجب مىشود تا زبان حالت مقعّر به خود گرفته و منطبق بر كام بالا شود. در اين حالت، زبان مقدارى به عقب آمده و ريشه زبان به ديواره حلق و نرمكام نزديك مىشود. توليد ظاء توأم با ارتعاش تارهاى صوتى است.
د- موضع لبها (شَفَتَيْنْ)
شفتين، تثنيه «شفه» بهمعنى لب مىباشد. از موضعلبها چهارحرف «فاء، واو، باء و ميم» ادا مىشود و داراى دو محل توليد- مخارج پانزدهم و شانزدهم- مىباشد. حروف ياد شده را «شفوى يا شفهى» مىگويند؛ زيرا در تلفظ آنها، لبها نقش اساسى دارند.
مخرج پانزدهم از مخرج ياد شده حرف «فاء» توليد مىشود كه آواشناسى زبان عربى به اين مخرج، «الشَّفَوِىُّ الْأَسْنَانى» «١»، (لبى و دندانى) مىگويد.
ترسيم تلفظ «فاء»: اندامهاى سازنده اين حرف، لب پايين و دندانهاى بالا هستند.
بدين ترتيب كه لبه دندانهاى ثناياى بالا به نرمى روى لبه داخلى لب پايين- بَيْنَ الشَّفَةِ السُّفْلَى وَ اطْرَافِ الثَّنَايَا الْعُلْيَا «٢» - قرار مىگيرد.
هنگام توليد «فاء»، نرمكام به بالا كشيده شده، راه عبور هوا را از بينى مىبندد. هوا با فشار از بين بريدگيهاى دندانها و همچنين از لاى دندانها و لب پايين به بيرون جريان مىيابد.
در توليد فاء، تارهاى صوتى مرتعش نمىشود، زيرا داراى صفت «همس» است.
مخرج شانزدهم سه حرف «واو، باء و ميم» از اين مخرج توليد مىشود، آواشناسان عرب نيز اين حروف را «الاصوات الشفويه» (دولبى) نامگذارى كردهاند.
چگونگى اداى «واو»: علماى تجويد نقش اصلى در تلفظ اين آوا را با لبها دانستهاند،