پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٨٦
را در سوره الفتح به ضم خوانده است و ديگر قاريان به كسره هاء قراءت كردهاند. «١» ج- «فيه» از موضع «يَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً»، (فرقان، ٦٨)، را در قراءت عاصم به روايت حفص، با اشباع و صله يايى خواندهاند، در حالى كه مطابق قانون كلّى كه قبلًا ياد شد، هاء ضمير بدون اشباع خوانده مىشود.
درمورد علتاشباع اينمورد خاص، بايد گفت: يكى از اصول قراءتى ابن كثير (از قرّاء سبعه) آن است كه هاء ضمير ما قبل ساكن، اگر ما بعدش متحرك باشد، هاء ضمير اشباع شده و با صله خوانده مىشود؛ حفص، راوى عاصم نيز در «يَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً» از ابن كثير متابعت نموده است.
نكته مهم: در نحوه خواندن هاء ضمير در پنج مورد ياد شده و ساير مواردى كه به صورت استثنا و خارج از چارچوب قواعد كلى آمده، بهتر است بگوييم: وقتى تلاوت كننده قرآن كريم در خواندن هاء، قراءتى را از ميان قراآت قرّاء سبعه انتخاب كرد، ملزم به رعايت قواعد همان قراءت است، و پيروى از قراءت انتخابى ضرورى است. زيرا اين قراءتها، طبق نقل راويان آن بدين صورت به ما رسيده است، و مسلمانان براى جلوگيرى از اختلاف بيشتر در نحوه خواندن قرآن، ناگزير از رعايت دستورات قراءتى قاريان هفتگانه مىباشند؛ چنانكه مبناى حصر قراءتها در هفت قراءت نيز، پيشگيرى از اختلاف بيشتر در قراءت قرآن بوده است. «و اللّه اعلم».
د- واژه «يَرْضَهُ» در «وَ انْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ» (زمر، ٧) بايد بدون اشباع تلاوت شود؛ زيرا در اصل «يَرْضَاهُ» بوده است و به سبب وجود حرف شرط، الف منقلب از ياء، افتاده است.
چون هاء ضمير قبل از عمل نمودن حرف شرط «انْ»، بدون اشباع خوانده مىشود به همين جهت، بعد از حذف الف نيز بدون اشباع مىخوانند تا نشان دهنده اصل خود باشد.
هاء سكت به هاء ساكن وبدون معنايى كه جزو كلمه نبوده و به آخر آن اضافه شود هاء سكت گويند. زيرا در حال وقف و وصل، همواره ساكن است و بايد به سكون خوانده شود، و حركت