پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٦٥
«كَلَّا سَيَعْلَمُونَ» را «حقّاً سيعلمون» قرار داده است. در اين صورت معناى آيه مىشود: حق چنين است، بزودى مىدانند. «١» ج- عدهاى از نحويان، كلّا را به منزله «سَوفَ» دانستهاند، براى اين كه كلّا «صله» و حرف جواب است. درست مثل اين كه انسان در پاسخ سوالى به «نعم و لا» بله و نه اكتفا مىكند. فرّاء براى اين معنى؛ كلّا در آيه ٣٢ سوره مدّثّر را شاهد مىآورد: «كَلَّا وَ الْقَمَرَ». او مىگويد، وقف بر كلّا قبيح است زيرا براى قسم، صله مىباشد. محمّد بن سعدان و عبداللّه بن يحيى مبارك نيز كلّا را به اين معنا پذيرفته و از فرّاء تبعيّت كردهاند. «٢» د- نظر ابى حاتم و پيروان او است كه ابن هشام در كتاب «مُغْنِى اللَّبِيب» نظر او را برگزيده است. ابى حاتم مىگويد كلّا از حروف «استفتاح» است و مانند «الَا» ى استفتاح عمل مىكند. «٣» كلمه كلّا در آيه ١٠٠ سوره مؤمنون را مىتوان- به هنگام ابتدا از آن- به معنى «الا» ى استفتاح قرار داد: «قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى اعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ ج، كَلَّا ج، انَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا صلى».
موارد «كلّا» در قرآن: كلمه كلّا ٣٣ بار و در پانزده سوره قرآن آمده است و فقط در سورههاى مكّى قرآن ديده مىشود كه در نيمه دوّم قرآن، بين اجزاء پانزده تا سىام موجود است.
بدرالدين زركشى در كتاب «البرهان فى علوم القرآن» «٤» درباره فلسفه آمدن كلّا در سورههاى مكّى، مىنويسد: اكثر سورههاى نيمه دوّم قرآن در مكّه نازل شده است. مكّهاى كه بيشتر اهل آن را زورگويان تشكيل مىدادند. بنابراين فلسفه تكرار كلّا در اين سورهها، تهديد و ارعاب آنان و انكار نظرشان مىباشد.
اقسام «كلّا» و احكام آن