پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٤٩
پيامبرتان بنماييد. قسمت دوّم آيه (و من يتبدّل) بازگوكننده اين است كه اين گونه عملها موجب تبديل ايمان به كفر است و گمراهى از راه مستقيم است. لذا اين قسمت آيه به تنهايى داراى معناى مستقلى است و نيازى به جمله ماقبل ندارد.
٢- آيه ١٢٣ سوره نساء (٤): «لَيْسَ بِامَانِيِّكُمْ وَ لَاامَانِىِّ اهْلِ الْكِتَابِ قلى مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَبِهِ وَ لَايَجِدْلَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيّاً وَ لَانَصِيراً» (فضيلت و برترى) به آرزوى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست؛ هر كس عمل بدى انجام دهد، كيفر داده مىشود؛ و كسى را جز خدا، ولىّ و ياور خود نخواهد يافت.
وقف روى «الكتاب» رجحان دارد، چون جمله از نظر لفظى در اين جا تمام است و ارتباطى با جمله بعدى (من يعمل ...) ندارد و جمله مابعد، استينافى است.
امّا از نظر ارتباط معنوى؛ اين آيه وقتى نازل شد كه اهل كتاب و مسلمانان هر كدام بر ديگرى فخر فروشى مىكردند و خود را اهل بهشت مىدانستند. اهل كتاب مىگفتند پيامبر ماقبل از پيامبر شما مبعوث شده و كتابِ ما قبل از كتاب شماست و مسلمانان نيز در پاسخ، خاتميّت پيامبرشان و كامل بودن قرآن و اسلام را دليل برترى مىشمردند. لذا آيه نازل شد كه: فضيلت و برترى به آرزوهاى شما و يا اهل كتاب نيست.
اينجا جمل پژوهشى در علم تجويد ٢٥٩ ٤ - حكم وقف بر«مستثنى منه» ص : ٢٥٦ ه از نظر معنوى نيز تمام و كامل است؛ لذا وقف بر «الكتاب» اولويت دارد.
امّا وصل آن مانعى ندارد. چون خللى در معنا پيدا نمىشود و مطلبى خلاف مقصود به ذهن نمىآيد.
٣- آيه ٢٣ سوره شورى (٤٢): «ذلِكَ الَّذِى يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قلى قُلْ لَااسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اجْراً الَّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى قلى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْناً ج» اين (باغهاى بهشتى) همان چيزى است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نويد مىدهد؛ بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوست داشتن نزديكانم [اهل بيتم]؛ و هر كس كار نيكى انجام دهد، بر نيكىاش مىافزاييم.
وقف بر «الصالحات» اولويت دارد؛ براى اين كه جمله از نظر لفظى و معنوى ارتباطى