پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٤٥
جريان دارد كه توضيح بيشتر آن چنين است: حروف شدت و رخوت جمعاً ٢٣ حرف مىشوند.
پنج حرف «راء، عين، لام، ميم و نون» مىماند كه آنها را حروف «توسّط» يا «بين الشّدت و الرَّخاوَه» ناميدهاند. به اين معنا كه نحوه توليد اين آواها طورى است، كه هنگام تلفّظ، جريان صدا در آنها كاملًا حبس نمىشود و از طرفى كاملًا نيز در مخرج خود جريان پيدا نمىكند. بلكه در حالتى بين جريان يافتن و حبس صدا توليد مىشوند. «١» برخى مانند ابن جنّى «واو، ياء و الف مدّى» را هم جزو حروف متوسط شمردهاند. «٢» آواشناسى و صفت «توسط»: در بعضى از آواها علىرغم برخورد دو اندام، هوا راهى را براى نفوذ به خارج پيدا مىكند بدون اين كه سايشى ايجاد كند. اين حالت در اداى «راء، لام، ميم و نون» مشاهده مىشود. شايد به همين سبب قدما اين آواها را آواهاى «متوسط» نام نهادهاند. يعنى آواهايى كه نه انفجارىاند و نه سايشى.
آواشناسى جديد با آزمايشهاى خود استدلال مىكند كه اين آواهاى چهارگانه مجموعه خاصى هستند كه نمىتوان آنها را داراى شدت و يا رخوت ناميد، بلكه بايد آنها را آواهاى «روان» «٣») liquisd (ناميد. ناميدن اين آواها به حروف متوسط، معنايى بيش از مخالفت با دو صفت «شدت» و «رخوت» ندارد؛ يعنى آنها نه رخوت دارند و نه داراى شدّت هستند.
زبانشناسان قديم و علماى تجويد حرف «عين» را هم به اين آواهاى چهارگانه اضافه كردهاند و آن را هم جزو آواهاى متوسط ش پژوهشى در علم تجويد ١٥٥ ١٢ - صفت«قلقله» ص : ١٥٤ مردهاند. امّا چون از ديدگاه آواشناسى هنوز نمىتوانيم بگوييم حرف «عين» چنين صفتى دارد، اثبات اين نظريه را به آيندگان مىسپاريم. «٤» ٥ و ٦- صفات «اطباق» و «انْفِتاح» صفت اطباق: اطباق در لغت به معنى «الصاق و روى هم قرار دادن» است. اين كلمه