پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٦٤
را نفسهايتان فريفت». لذا بهتر است «بلى» به وصل خوانده شود. البته كسانى كه به وصل خواندهاند اجازه وقف در «بلى» رانيز دادهاند. «١» ٥- آيات ٨ و ٩ سورهملك (٦٧) «كُلَّمَا الْقِىَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا الَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَىْءٍ انْ انْتُمْ الَّا فِى ضَلَالٍ كَبِيرٍ».
كسانى كه «بلى» را به وصل خوانده اند مىگويند؛ «بلى قد جاءنا نذير ...» همگى گفتار كفّارمىباشد كه در جواب سوال خازنان جهنّم آمده است و نبايد ميان گفتار جدايى انداخت.
٦- حكم وقف روى «كَلَّا» معانى «كلّا»: روشن شدن معناى «كلّا» قبل از بيان حكم آن، مىتواند به درك بهتر احكام آن كمك كند. در ادبيات عرب چهار معنا براى كلّا ارائه شده است.
الف- «كلّا» به معنى «ردع و زجر» مىباشد. «٢» ردع در لغت «بازداشتن» و زجر «جلوگيرى، سرزنش و نكوهش» «٣» معنا شده است. به عنوان مثال «كلّا» در آيه ٨١ و ٨٢ سوره مريم، به معنى «ردع و زجر» به كار رفته است:
«وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِاللَّهِ ءَالِهَةً لِيَكُونُوا عِزّاً كَلّا ج، سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدّاً»؛ «و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه عزّتشان باشد!. هرگز چنين نيست! به زودى [معبودها] منكر عبادت آنان خواهند شد؛ [بلكه] بر ضدّشان قيام خواهند كرد.» كلمه كلّا در اين آيه، كافران را از عبادت غير خدا منع مىكند، همچنين اعتقاد آنان در عزّت طلبيدن از غير خدا را نكوهش مىكند.
ب- «كلّا» به معنى «حقّاً» و براى «تأكيد» مىباشد. «٤» «مكّى» كلّا در آيه ٤ سوره نبأ