پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠٤
اسباب مدّ براى كشيدن صداهاى كشيده بيش از ميزان طبيعى يعنى به صورت مدّ فرعى، نياز به سبب مىباشد. اسباب مدّ دو گونه است: سبب لفظى و سبب معنوى. براى سهولت در فراگيرى، ابتدا به تشريح سبب معنوى مىپردازيم.
سبب معنوى در جايى است كه قصد «مبالغه» در نفى چيزى باشد. به مدّى كه سبب آن معنوى باشد، مد مبالغه مىگويند. مانند مدّ «تعظيم» در عبارتهاى:
لَاالهَ الَّا اللَّهُ، لَاالهَ الَّا هُو، لَاالهَ الَّا انْتَ. در اين عبارتها كلمه «لَا» را به خاطر تعظيم و بزرگداشت خداوند «مدّ» مىدهند، تا دلالت بر نفى هر خدايى جز خداى يگانه كند.
گاهى نيز مبالغه درنفى مربوط به اعلام بيزارى و برائت از چيزى است. مانند اين عبارات:
لَااكْرَاهَ، لَارَيْبَ، لَاشِيَةَ فِيهَا، لَاقِبَلَ لَهُمْ، لَامَرَدَّ لَهُ، لَاجَرَمَ» ميزان و كشش مدّ مبالغه چهارحركت مىباشد. اين نوع مدّ بيشتر در قرائت «حمزه كوفى» رعايت مىشود. در قرائت عاصم به روايت حفص به سبب معنوى توجهى نشده است.
سبب معنوى بهتنهايى سببى قوى مىباشد، ولى در مقايسهبا سببلفظى، ضعيفاست. «١» سبب لفظى: پيشاپيش تذكر اين مطلب ضرورى است كه مسائل مطرح شده در بحث «سبب لفظى»، از ديدگاه قرائت حفص از عاصم مىباشد و از قرائتهاى ديگر، جز در موارد نادرى كه نياز بوده، سخنى به ميان نيامده است.
سبب لفظى سببى است كه در كلام ظاهر و آشكار باشد و بر دو گونه است: «همزه» و «سكون». هر گاه پس از صداهاى مدّى يكى از اين دو سبب (با توضيحاتى كه خواهد آمد) بيايد، موجب كشش صداهاى مدّى بيش از مقدار مدّ طبيعى مىشود.
اگر بعد از صداهاى مدّى، همزه بيايد، در قرائت حفص از عاصم، موجب به وجود آمدن مدّهاى «متّصل» و «منفصل» «٢» مىشود. امّا اگر بعد از صداهاى مدّى و واو و ياى ساكن