پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٤١
كه تارهاى صوتى را به حركت درآورد و مرتعش سازد. اين ارتعاشات تا پايان تكيه و استقرار وجود دارند. يعنى تا زمانى كه عمليات اندامهاى صوتى در توليد آوا به اتمام برسد.
سيبويه براى حروف مهموس، تعبير «ضعيف بودن استقرار حرف بر موضعش» را آورده است. يعنى عدم ثبوت و استقرار صدا به هنگام جريان در مجراى خود؛ به همين دليل آواى مهموس داراى وضوح كمى مىباشد. همچنين راه تنفّس با مهموسها باز است به طورى كه عبور آن كاملًا آزاد است. و اين همان حالتى است كه آواشناسان جديد در اين باره مىگويند.
تارهاى صوتى با آواهاى مهموس از يكديگر دور مىشوند، پس از آن نفس و هوا از بين تارها بيرون مىرود، بدون اين كه نيازى به تحريك تارها و ايجاد ارتعاش در آنها باشد. «١» مجهور بودن همزه، طاء و قاف: از نظر قدما (زبانشناسان و علماى تجويد) اين سه آوا مجهور هستند، ولى آواشناسى جديد معتقد است؛ همزه آوايى غير مجهور است. طاء و قاف نيز در تلفط كنونى آن مهموس مىباشد.
«همزه»: آواشناسى دليل مجهور نبودن همزه را چنين توجيه مىكند؛ هنگام تلفظ همزه دو تار صوتى در تمام طول خود، محكم به يكديگر مىچسبند و راه عبور هوا را به طور كامل مىبندند. در نتيجه ارتعاشى در تارهاى صوتى رخ نمىدهد تا گفته شود همزه صفت جهر دارد.
حبس شدن هوا به طور كامل در پشت تارها و چاكناى، و بعد باز شدن ناگهانى آن، فرايندى است كه موجب تلفظ همزه مىشود.
امّا در مورد اين كه همزه صفت معارض و ضد جهر، (يعنى «همس») دارد يا نه، ميان آواشناسان اختلاف است؛ عدهاى آواى همزه را داراى صفت «همس» و گروهى آن را بدون جهر و همس مىدانند. به عبارت ديگر همزه هيچ يك از صفات متضادّ جهر يا همس را دارا نيست. «٢» «قاف»: تلفظ كنونى قاف نيز در بيشتر لهجههاى فعلى عربى با صفت همس همراه