پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٤٤
٣- آيه ٦ و ٧ سوره غافر (٤٠): «وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ اصْحَابُ النَّارِ م. الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» و اين گونه فرمان پروردگارت درباره كسانى كه كافر شدند مسلّم شده كه آنها همه اهل آتشند. فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن [طواف مىكنند] و تسبيح و حمد پروردگارشان را مىگويند.
وقف در «النّار» لازم است زيرا وصل آن به گفتار خداوند (الّذين يحملون العرش)، چنين تداعى مىكند كه اسم موصول (الّذين)، صفتى براى اهل آتش است. يعنى معناى آيه به اين صورت تغيير مىيابد؛ كه اهل آتش همان فرشتگانى هستند كه حامل عرش مىباشند و تسبيح و حمد الهى را به جا مىآورند. در حالى كه اين مفهوم، خلاف مقصود كلام الهى است.
ب- وقف «ممنوع» وقف بر موضعى را گويند كه سبب تغيير معناى كلام خدا و يا ناقص شدن آن مىشود.
يكى ديگر از مصاديق وقف ممنوع، جايى است كه محل وقف، كلام مفيدى بوده، ولى جمله مابعد ارتباط شديد با ماقبل دارد و بدون جمله ماقبل داراى مفهوم نيست، كه اين مورد همان وقف «حسن» است كه در قرآنهاى مصرى سابقاً روى آن علامت (لا) مىگذاشتند ولى در قرآنهاى فعلى علامتهاى آن را حذف كردهاند. بنابراين در قرآنهاى فعلى علامت وقف ممنوع، فقط در جاهايى قرار دارد كه در صورت وقف، معنا و مفهوم كلام خداوند تغيير يابد و يا ناقص شود.
حكم وقف ممنوع و علامت آن: در اين گونه موارد وقف به صورت عمدى جايز نيست، به عبارت ديگر وقف كردن و ابتدا از مابعد صحيح نبوده، ممنوع مىباشد. اين وقف با علامت، «لا» در قرآنها ديده مىشود. در صورت وقف اضطرارى، بايد محل مناسبى قبل از موضع وقف براى شروع انتخاب كرد.
مواردى از وقف ممنوع: ١- آيه ٢٥ سوره بقره (٢): «كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً لا قَالُوا هَذا الَّذِى رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ صلى» هر زمان كه ميوهاى از آن، به آنان (اهل