پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٢٦
آواشناسى و حروف جوفى: در آواشناسى، صداها را بر دو نوع دانستهاند: صامِتها و مُصَوِّتها؛ صامتها همان صداى حروف ساكن است كه هنگام توليد آنها جريان هوا در نقطهاى از حلق، دهان و لبها با مانع برخورد مىكند و حروف توليد مىشود. در زبان عربى ٢٨ صامت (حرف) وجود دارد.
مصوّتها، آواهايى هستند كه هنگام توليدشان، جريان هوا و امواج صوتى به هيچ مانعى برخورد نمىكند و جوهر صوتى آنها حاصل از ارتعاش تارهاى صوتى است. مصوتهاى زبان عربى يك ويژگى ديگر به نام كشش يا امتداد دارند. با توجه به اين ويژگى مىتوان گفت، مصوتها به دو دسته كوتاه و كشيده تقسيم مىشوند.
مصوتهاى كوتاه همان اعراب سه گانه (فتحه، ضمّه و كسره) مىباشد و مصوّتهاى كشيده عبارتند از: الف، واو مدّى و ياء مدّى.
با بيان نظر آواشناسى آشكار مىشود كه اطلاق «حرف» به اين صداهاى كشيده صحيح نيست، بلكه بايد آنها را «مصوّتها» و يا به تعبير فارسى «صداهاى كشيده» ناميد. شايد نامگذارى علماى لغت از روى مسامحه و عدم دقّت بوده است. هر چند تعريف آنان از جايگاه توليد اين حروف صحيح است.
از اين پس هر جا عبارت «صداهاى كشيده» يا «صداهاى مدّى» بيايد، منظور همان حروف مدّى است. «١» ٢- حروف «حلقى»: پنج حرف «هاء، عين، حاء، غين و خاء» در «كتاب العين»، جزو حروف «حلقى» آمده است. به نظر مىرسد كه نسبت دادن اين حروف به «حلق»، [با توجه به توضيحاتى كه در «موضع حلق» ارائه شد] صحيح باشد، زيرا مكان توليد همه آنها از ناحيه حلق است. البته بهتر است كه همچون اكثر زبانشناسان و علماى تجويد، همزه را نيز از حروف حلقى بدانيم.