پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠٠
حرف در حالتى بين اظهار و ادغام به طورى كه بدون تشديد باشد». «١» نون ساكن و تنوين نزد پانزده حرف: تاء، ثاء، جيم، دال، ذال، زاء، سين، شين، صاد، ضاد، طاء، ظاء، فاء، قاف و كاف اخفا مىشود. به اين حروف پانزده گانه حروف «مابقى» مىگويند. اگر شش حرف حلقى، حروف يرملون و باء از ٢٨ حرف صامت عربى كم شود، پانزده حرف باقيمانده را «مابقى» گويند.
چگونگى اخفا: اخفاى «نون» در حقيقت اداى آن از نزديك مخرج حرفى است كه اصطلاحاً نزد آن اخفا مىگردد. به عنوان مثال وقتى مىخواهيم نون ساكن را نزد «فاء» اخفا كنيم، شكم لب پايين را به ثناياى بالا مىچسبانيم. مثل اين كه مىخواهيم صامت «فاء» را ادا كنيم. ولى به جاى اين كه هوا را از دهان خارج سازيم، همان گونه كه در اداى «فاء» بايد چنين كرد، همزمان آن را با حفظ مخرج «فاء» از بينى و دهان خارج كرده و حرف فاء را تلفظ مىكنيم.
بايد هنگام عمل اخفا، به ميزان دو حركت صداى نون اخفا شده را كشيد تا صفت غنّه آن حاصل شود.
نشانه اخفاى صحيح آن است كه هنگام اخفا، در حالى كه هنوز حروف «مابقى» ادا نشده است، شنونده تقريباً بتواند نوع حروف «مابقى» را حدس بزند. در واقع صداى حروف مابقى در حين عمل اخفا قابل تشخيص باشد. با توجه به اين اصل مىگوييم؛ كيفيت اخفاى نون ساكن و تنوين بستگى مستقيم با نوع حروف مابقى دارد. يعنى اگر حروف مابقى از صامتهاى «مفخّم» بود، اخفاى نون ساكن هم بايد به همان ترتيب، پرحجم و قوى صورت گيرد. همچنين اگر حروف مابقى از حروف «مُرَقَّق» باشد، اخفا نيز رقيق و نازك انجام مىشود.
علّت اخفا چيست؟ مولى «على بن سلطان القارى» در اين زمينه مىنويسد:
«وَجْهُ الْأِخْفَاءِ تَرَاخِىُ بَاص حُرُوفِ ااِجَاءِ عَنْ مُنَاسَبَةِ حُرُوفِ الْأِدْغَامِ وَ مُبَايِنَشَا