پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٣١
ولى عدّهاى از مفسّران و بزرگان علم قراءت در مورد صحّت اين روايت ترديد دارند، چنانكه قسطلانى در كتاب «اللطائف الاشارات» «١» حديث را نقل كرده و ضمن آن گفته است كه ترمذى سند آن را غير متّصل دانسته است.
همچنين اعتراض بعضى را نيز مطرح كرده است كه گفتهاند اين روايت، اهل بلاغت و فصاحت را راضى نمىكند و مخالف فصاحت نبىّ اسلام (ص) در وقف و ابتداست. «٢» د- وقف «قبيح» تعريف: وقف قبيح، همان گونه كه از نامش پيداست، ناپسند بودن وقف را گويند.
ابنجزرى در تعريف آن مىنويسد: به صورت عمدى جايز نمىباشد. زيرا سبب تغيير معناى كلام خدا و يا ناقص نمودن آن مىشود. به اين جهت واجب است قارى قرآن از وقف در چنين جاهايى پرهيز كند.» البته در موارد اضطرارى مثل قطع نفس، عطسه، سرفه و از اين قبيل موارد، وقف نمودن اشكالى ندارد.
سخاوى در تعريف وقف قبيح مىگويد:
وقف قبيح وقف بر موضعى است كه سبب نامفهوم شدن گفتار شود و يا غير از معناى قصد شده از آن فهميده شود. «٤» نمونههايى از وقف قبيح: ١- وقف بر «بِسْمْ» از عبارت «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».
٢- وقف بر «الْحَمْدْ» در عبارت «الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
٣- وقف كردن در «مَالِكِ يَوْمْ» از عبارت «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ».
٤- وقف بر «ايَّاكَ» در آيه «ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ ايَّاكَ نَسْتَعِينُ».
٥- وقف نمودن بر «صِرَاطَ الَّذِينَ» و يا «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ» از آيه آخر سوره «حمد».