پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٨٦
مخرج) و گاهى از اوقات بين دو حرف متقارب صورت مىپذيرد. كه به ترتيب چنين نامگذارى شده است:
ادغام صغير متماثلين، ادغام صغير متجانسين و ادغام صغير متقاربين.
اينك به تشريح موارد هر كدام از آنها پرداخته مىشود.
ادغام صغير متماثلين هر گاه دو حرف مثل هم در كنار هم باشند، اوّلى ساكن و دوّمى متحرك باشد، همه قراءتها بر ادغام حرفاوّل در دوّم حكمنمودهاند. مانند: قَدْ دَخَلُوا كهمىشود: (قَدَّخَلُوا)، يُدْرِكْكُمْ كه مىشود: (يُدْرِكُّمْ). در پايان اين بخش از بحث، دو نكته را ياد پژوهشى در علم تجويد ١٩٧ آواشناسى و ادغام«مع الغنه» ص : ١٩٦ آور مىشويم:
نكته اوّل: اگر در دو حرف متماثل، مدغم يكى از صداهاى كشيده (حروف مدّى) باشد، در حرف دوم ادغام نمىشود، مانند: قَالُوا وَ هُمْ، فِى يُوسُف.
علماى تجويد علّت عدم ادغام را از بين رفتن حرف مدّ قلمداد كردهاند. ولى آواشناسان نظر مىدهند كه سبب عدم ادغام اين است كه مدغم، حرف نيست، بلكه از نوع حركات يعنى مصوّتهاست؛ بنابراين اجتماع دو حرف مثل هم حاصل نشده است. «١» نكته دوم: قراءت دو حرف هاء درعبارت «مالِيَهْ هَلَكَ عَنِّى» (سوره حاقّهآيه ٢٧) دو وجهى است؛ يعنى هم به ادغام خوانده شده، زيرا شرايط ادغام صغير متماثلين موجود است. و هم به اظهار هاء اوّل همراه با «سكت»، زيرا خواستهاند به اصل آن عمل كنند و اصل در هاء سكت، مكث و سكته لطيفى روى آن است.
سبب ادغام متماثلين: دو حرف متماثل صغير را در همه قراءتها به ادغام خواندهاند، زيرا انسان در حين تكلّم ناخودآگاه بدان روى آورده و متمايل مىگردد. به عبارت ديگر اين نوع از ادغام، ضرورت نطق و آدا باشد. «٢»