پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٥٤
مىشود كه هيچ يك از آواى عربى چنين صفيرى ندارند.
آواشناسى جديد مىگويد؛ اگر ملاك ورود در خانواده «صفير» سايش و صفيرى است كه به خاطر تنگ شدن مجرا، ايجاد مىشود. اعم از اين كه صدا قوى يا ضعيف باشد، بايد حروفى را كه در پىمىآيد از حروف صفير شمرد: «ثاء، ذال، زاى، سين، شين، صاد، ظاء و فاء».
حروف ياد شده به نسبت وضوح بيشتر و بلند بودن صفير، متفاوتند، كه آن نيز ناشى از ميزان تنگى مجراى حرف است. بيشترين صفير از آن سه حرف «ز، س، ص» است. زيرا تنگى مجزاى هوا هنگام اداى آنها بيشتر است و حروف ديگر در مرتبه بعد قرار دارند.
ولى اگر ميزان در دارا بودن صفير، وضوح بيشتر آن است، بايد اعتراف نمود كه اين صفت، مخصوص سه حرفى است كه دانشمندان تجويد مطرح كردهاند.
نكته: مربيان محترم بايد در حين تدريس، به متربّيان گوشزد كنند، كه مراد از صفير اين نيست كه در تلفظ «صاد» سوت شديدى شنيده شود و يا در اداى «زاى» با مبالغه هر چه تمامتر صداى زنبور شنيده شود. بلكه ميزان، طنين صداى اين حروف، به مقدار طبيعى آن است. چون صفير از صفات ذاتى حروف است. بنابراين بايد از افراط در آوردن اين صفت، پرهيز نمود.
١٢- صفت «قَلْقَلَه» قلقله در لغت به معناى «تحريك كردن» است، وقتى مىگويند «قَلْقَلَ الشَّىْء» يعنى آن چيز را حركت داد. پنج حرف «باء، جيم، دال، طاء و قاف» موصوف به اين صفت هستند.
اين حروف را براى به خاطر سپارى، در دو كلمه «قُطْبُ جَدِّ» جمع نمودهاند. «١» سبب پديد آمدن قلقله: حروف قلقله هنگامى كه به صورت ساكن ادا مىشود، به سبب داشتن قابليّت ضعيف شدن، ممكن است كه شنونده، آن را با حروف ديگر اشتباه كند.
براى جلوگيرى از اين اشتباه، لازم است كه صداى حرف بيشتر ظاهر شود.