پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٥٩
امانى».
اين استثنا، منقطع است به اين جهت كه مستثنى «امانى» يعنى اكاذيب و پندارهاى باطل، و از جنس مستثنى منه «كتاب» نيست. زيرا «امانى» پندارها و دروغهايى است كه يهود از علماى شيطان صفت خود شنيدند، در حالى كهاين موهومات در تورات راهى ندارد.
در اينآيه به خبر تصريح نشده و آشكارا نيامده است. از اين رو، «الّا» به معنى «لكِنَّ» با تشديد خواهد بود و خبر حذف شده است و تقدير آن چنين است «و لكنّ امانىّ» يعنى بىسوادانى هستند كه از كتاب خود چيزى نمىدانستند ولى از راهبران گمراه خود، دروغهايى را اخذ كرده و به آنها اعتماد كردهاند.
ب- اگر به خبر تصريح شود و در جمله به صورت آشكار آمده باشد، وقف كردن جايز است، زيرا مستثنى جملهاى مستقل خواهد بود كه از ماقبل خود بىنياز است. مانند استثناى منقطع در آيه ٢٥ سوره انشقاق (٨٤): «الَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ اجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ».
اين آيه، استثناى منقطع است؛ زيرا مستثنى (آيه ٢٥) از جنس مستثنى منه نيست، مستثنى منه، كفار تكذيب كنندهاى هستند كه در آيه قبل (فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ الِيمٍ) به آنان وعده عذاب دادهاند. بنابراين «الّا» در اين جا به معنى «لكن» بدون تشديد است و اسم موصول «الّذين» مبتدا و جمله «ءامنوا» صله موصول، و جمله «عملوا الصالحات» عطف بر صله، و عبارت «لهم اجر غير ممنون» خبر آن است.
بنابراين در اي پژوهشى در علم تجويد ٢٧٠ اقسام«كلا» و احكام آن ص : ٢٦٥ ن استثناى منقطع، به خبر تصريح شده و در جمله ظاهر شده است. لذا در اين جا قبل از مستثنى مىتوان وقف كرد و از «الّا الّذين» ابتدا نمود.
٥- حكم وقف روى «بلى» كلمه «بلى» در شانزده سوره قرآن و جمعاً بيست و دو مورد آمده است.
معناى «بلى» حرف جواب است براى جمله منفى و جحدِ قبل از خود. لذا بيشتر جاها قبل از «بلى» جمله منفى و استفهامى است. مانند گفتار خداوند در سوره انشقاق (٨٤) آيات ١٤ و ١٥ «انَّهُ ظَنَّ انْ لَنْ يَحُورِ. بَلَى انَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيراً»؛ «انسان كافر گمان كرد كه هرگز برنمىگردد، بلى [برمىگردد] و خداوند به او بصيرت دارد».