پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٩١
مىشود و در ترجمه تعريفها از اصطلاحات و واژههاى كتب تجويدى كه هماهنگ با زبان فارسى است، بهرهبردارى شده است.
ولى در تشريح چگونگى توليد صداى حروف از يافتههاى آواشناسى استفاده مىشود، زيرا اين علم بانامگذارى دقيق و صحيح اندامهاى توليد حروف، آموزش مخارج حروف را آسانتر و دقيقتر نموده است. بيش از هر سخن به تشريح و توضيح اندامهاى صوتى مىپردازيم، زيرا فراگيرى و شناخت اندامها و واژههاى خاص آن، قبل از شروع بحث مخارج، ضرورى است، بدين منظور اميدواريم قاريان بزرگوار به اين قسمت از بحث توجه لازم را مبذول دارند.
موج صوتى يا چگونگى توليد صدا براى اينكه نقش اندامهاى صوتى در توليد آواهاى زبان عربى را بهتر مورد مطالعه قرار دهيم ابتدا لازم است بحث مختصرى درباره چگونگى توليد آوا يا صوت بنماييم.
آوا يا صوت از ارتعاش مولكولهاى هوا حاصل مىشود و ارتعاش نيز يعنى حركت مولكولهاى هوا از جاى خود در مسير معين و بازگشت آنها به جاى اوليه. اين پديده فيزيكى را اصطلاحاً موج مىناميم. براى اينكه بتوانيم تصوير تقريبى طرز به وجود آمدن موج صوتى را مجسم كنيم، پاندولى را در نظر مىگيريم كه وزنه آن به يك طرف كشيده و رها شده است.
پاندول با سرعت به منتهى اليه طرف ديگر رفته و دوباره در همان مسير به جاى اول برمىگردد. اين حركت به دفعات زياد صورت مىگيرد ولى در هر دفعه خط سير آن اندكى كوتاهتر مىشود تا اينكه وزنه پاندول دوباره به حالت سكون اوليه درآيد.
وزنه پاندول در اين حركت، لايهاى از مولكولهاى هوا را با خود به جلو مىراند واين عمل موجب مىشود كه در يك سوى وزنه، رقت مولكولى و در سوى ديگر تراكم مولكولى ايجاد شود. رقت در اينجا به معنى زياد شدن فاصله بين مولكولها و تراكم به معنى نزديك شدن (يا فشرده شدن مولكولها به يكديگر است) چنانكه وقتى قطعه لاستيكى را با دو دست بكشيم طول لاستيك زياد مىشود (لاستيك كش مىآيد). علت اين موضوع آن است كه فاصله بين مولكولها در قسمتهاى ميانى لاستيك زياد شده و مولكولها به طرف دو سر لاستيك كشانده مىشوند و در نتيجه فاصله ميان ملكولها در دو سر لاستيك كم مىشود.