پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٧٥
١- حروف تفخيمْ مفتوح بوده، بعد از آن صداى مدّى (ا) باشد؛ مانند: خَاسِرِينَ، صَالِحِينَ.
٢- حروف مفخَّم، فتحه داشته باشد؛ مانند: ضَرَبَ، طَفِقَ.
٣- حرف داراى تفخيم، مضموم باشد؛ مانند: ظُهُورِهِمْ، غُرْفَةً.
٤- حروف تفخيم، ساكن باشند؛ مانند: اقْبَلَ، اصْدَقَ.
٥- حرفى كه مفخّم است، مكسور باشد؛ مانند: ضِيزَى، يَسْتَطِيعُ.
آواشناسى و آواهاى «مفخّم»: آواشناسان حروف مفخّم را از جهت ميزان تفخيم، بدون در نظر گرفتن علائم آنها به دو گروه تقسيم كردهاند. به عبارتى ديگر اگر آواهاى داراى تفخيم از علائم و اعراب مجرّد باشد و تنها ذات حرف (با توجه به مخرج و صفات آن) مدّ نظر باشد، به دو گروه تقسيم مىشوند.
گروه اوّل، حرفهاى «ص، ض، ط، ظ» مىباشند كه بهحروف «اطباق» معروفهستند و گروه دوم را سه حرف «خ، غ، ق» تشكيل مىدهند. ميزان تفخيم حروف گروه اول بيش از «خاء، غين و قاف» است. اينتفاوت ميزانتفخيم، مربوطبه چگونگىتوليد اين حروف است.
هنگام توليد حروف اطباق، تيغه زبان با ابتداى كام بالا تماس گرفته، جلوى زبان گود شده و عقب آن بهنرمكام (اقصى الحنك) چسبيده يا به ديوارههاى حلق نزديك مىشود. به كلامى ديگر، زبان حالت مقعّر (تقريباً شكل قاشق) به خود مىگيرد. اين حالت زبان، سبب درشتى بيشتر حروف اطباق از ساير حروف مفخّم مىشود.
علت تفخيم كمترِ سه حرفِ «خ، غ، ق» از آواهاى اطباقى اين است كه در حين توليد آنها فقط عقب زبان بالا آمده و با نرمكام تماس گرفته و به ديوارههاى حلق نزديك مىشود.
در واقع به علّت بالا نيامدن تيغه زبان، تفخيم اين حروف كمتر مىباشد. به همين جهت، آواشناسى چهار حرف «ص، ض، ط، ظ» را حروف تفخيم و حرفهاى «خ، غ، ق» را «بين التفخيم و الترقيق» مىشناسد.
از تعريفهايى كه علماى تجويد از مخارج حروف «مطبقه» و حروف «مستعليه» به دست مىدهند نيز چنين نتيجهاى حاصل مىشود، هر چند بدان تصريح نكردهاند.