پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠٩
است. به آن مثّقل گويند زيرا سبب آن در قالب حرف مشدّد آمده است.
ب- مدّ لازم كَلِمى مُخَفَّف: مدّ لازمى است كه در كلمات قرآنى ظاهر مىشود و چون سكون آن ظاهر بوده و به صورت مشدّد نمىباشد به آن كلمى مخفّف گويند.
اين نوع مد در قرآن كريم در دو مورد آمده است:
«ءَآلنَ وَ قَدْ كُنْتُمْ»، (يونس، ٥١)
«ءَآلنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ»، (يونس، ٩١)
ج- مدّ لازم حرفى مثّقل: موارد اين نوع مدّ فقط در حروف مقطعه يافت مىشود.
ويژگيهاى آن بدين قرار است:
اگر بعد از صداى مدّى حرف ساكنى بيايد كه در حرف ساكن بعد از خود ادغام شود و در نهايت در حروف مقطعه باشد، به آن مدّ لازم حرفى مثّقل مىگويند. مانند:
«الم» كه الفِ حرف لام، صداى مدّى مىباشد و سبب آن «ميم» لام است و در حرف ميم بعد از خود نيز ادغام شده است.
مدّ ياد شده چون در حروف مقطعه ابتداى سورهها آمده، لازم حرفى و چون سبب آن به صورت مشدّد آمده است، مثّقل ناميده شده است.
د- مدّ لازم حرفى مخفّف: سبب اين مد سكون ذاتى غير مشدّد است و در حروف مقطعه ظاهر مىشود؛ مانند: ق (قاف)، ص (صاد)، ن (نون)، كه در حروف مقطعه ابتداى سورههاى قاف، صاد و قلم قرار گرفته است.
نكته: در حروف مقطعه اوّل سوره آل عمران (الم)، دو مورد مدّ لازم وجود دارد. اوّلى مدّ لازم حرفى مثّقل است. در اين مورد، صداى مدّى «الف»، از حرف مقطعه «لام» و سبب آن «ميم» از همان حرف مقطعه لام است كه در ميم بعدى ادغام شده است. مورد دوّم، مدّ لازم حرفى مخفّف است. صداى مدّى آن «ياء» از حرف مقطعه ميم و سبب آن «ميم ساكن» حرف مقطّعه ميم است.
سخن در مورد دوم است: اگر هنگام تلاوت، روى ميمِ ساكن وقف شود، مطابق قاعده اصلى، صداى مدّى (اى) به طول خوانده مىشود. ولى در صورت وصل «الم» به ادامه سوره،