پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٨٥
(ياى مدّى) خوانده مىشود، مانند «انَّهُ لَقَوْلُ، فَلَهُ عَشْرُ امْثَالِهَا، لِحُكْمِهِ وَ هُوَ، دُونِهِ مُلْتَحَداً» شرايط عدم اشباع هاء ضمير: هرگاه دو طرف، يا يكى از دو سوى هاء، ساكن باشد، هاء به همان حركت ضمّه يا كسره خود خوانده مىشود، مانند: «الَيْهِ الْمَصير، يَأْتِيهِ الْمَوْتُ، فِيهِ هُدىً، رَبِّهِ اللَّه، لَدَيْهِ خُبْراً».
استثناها: الف- «ارْجِهْ» و «الْقِهْ»: هاء ضمير هميشه داراى حركت است، ولى در قراءت عاصم به روايت حفص، در دو مورد با سكون قراءت مىشود:
١- واژه «ارْجِهْ» از موضع «قالُوا ارْجِهْ وَ اخاهُ»، اعراف، ١١١ و شعراء ٣٦.
٢- واژه «الْقِهْ»، از موضع «فَالْقِهْ الَيْهِمْ»، نمل، ٢٨.
وجهى كه براى ساكن خواندن هاء در اين دو واژه ذكر كردهاند چنين است:
به عقيده «فَرّاء»، هر گاه حرف قبل از هاء، متحرك باشد عرب، هاء را ساكن مىكند و مىگويد: «ضَرَبْتُهْ ضَرْباً شَدِيداً» كه اصل در هاء ضمه است ولى حركتش حذف شده است. «١» البته وجوه ديگرى نيز براى ساكن خواندن هاء ضمير ذكر كردهاند كه ما براى طولانى نشدن كلام، از نقل آنها خوددارى مىكنيم.
ب- «انْسَانِيهُ» و «عَلَيْهُ اللَّهَ»: طبق قواعدادبيات عرب، اگر هاءضمير بعداز «ياءمدّى» و يا «لينى» قرار گيرد بايد مكسور خوانده شود، در قراءت عاصم به روايت حفص، قاعده ياد شده در اين دو مورد اعمال نشده است و به صورت مضموم خوانده مىشود:
١- واژه «انْسَانِيهُ» از موضع «وَ مَا انْسَانِيهُ الَّا الشَّيْطَانُ انْ اذْكُرَهُ»، كهف، ٦٣.
٢- واژه «عَلَيْهُ اللَّهَ» از موضع «وَ مَنْ اوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ»، فتح، ١٠.
اين كه چرا هاء ضمير در دو مورد بالا با ضمّه قرائت شده است، مىگويند: اصل در هاء ضمير، ضمّ است و حفص از قراءت عاصم به اين دليل از كسره به ضمّه عدول كرده است كه ضمّه بر زبان خفيفتر است.
در مجمعالبيان آمدهاست: حفص «وَ مَا انْسَانِيهُ» را در سورهكهف و «بِمَاعَاهَدَعَلَيْهُاللَّهَ»