پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٨١
و امّا دو وجه وارد شده در قرائت كلمات مزبور چنين است:
الف- تسهيل: مراد از تسهيل همزه دوم اين است كه صفت «نَبْرْ» همزه وصل را نياورده و آن را بين همزه و الف ادا نمايند.
ب- ابدال: يعنى همزه وصل تبديل به الف مدّى شود و به ميزان شش حركت مدّ داده شود (چون از مصاديق مدّ لازم است).
بايد توجه داشت كه كشيدن الف به اندازه طول، به هيچ وجه موجب تفخيم آن نشده، بلكه ترقيق مىشود. زيرا تبعيّت از حرف ماقبل خود مىكند كه از حروف استفال است.
همزه وصل در حروف در ميان حروف، همزه وصل فقط با «الْ» آمده است، با توجه به اينكه موارد استعمال «ال» معرفه در قرآن زياد است، جا دارد درباره آن توضيح بيشترى ارائه شود. «١» انواع الف و لام: «الف و لام» هايى كه در زبان عربى و قرآن كريم آمده است به سه دسته كلى تقسيم مىشود:
١- «ال» تعريف، ٢- «ال» زايد، ٣- «ال» اسم موصول.
١- «ال» تعريف: مشهورترين اين اقسام «ال»، (الف و لام) تعريف است كه بيشتر از دو قسم ديگر در قرآن كريم استعمال شده است. بين اديبان عرب در اين باره اختلاف است كه آيا «الف» به تنهايى حرف تعريف است و يا لام؛ و يا اينكه هر دو آنها با هم حرف تعريف مىباشند كه قول اخير مشهورتر است.
همزه «ال» در واقع همزه قطع بوده ولى به علت كثرت استعمال، همزه وصل شمرده شده و قاعده اداى همزه وصل در مورد آن جارى است.
الف و لام تعريف بر دو نوع است: الف و لام جنس، الف و لام عهد.
«ال» جنس: براى تعيين كلّى افراد كلمه وضع شده است. الف و لام جنس (تعريف) بر كلمات نكره داخل مىشود تا آن كلمات، معناى جنس محض بدهند، مانند «خُلِقَ الْانْسَانُ