پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٧٣
همزه بوده است.
٣- روشنتر و صريحتر از اين، سخنى است كه ابن جِنّى در تحليل و ردّ نظر «ابوالعباس مُبَرَّد» آورده است. ابن جنّى مىگويد:
«بدان كه الف همان است كه در اوّل حروف معجم قرار گرفته و به شكل همزه است».
ولى ابوالعباس حروف معجم را ٢٨ حرف دانسته است و حرف باء را در ابتداى آنها قرار داده، و از الف (همزه) صرف نظر نموده است. ابوالعباس براى حذف آن از حروف معجم [چنين] دليل آورده است: «چون شكل واحدى نداشته و به شكل ثابتى در نيامده است، من آن را جزو حروفى كه شكل خاص و شناخته شدهاى دارند قرار نمىدهم».
ابن جنّى در ادامه گفتار خود با تيزهوشى خاص خودش در جواب ابوالعباس مىنويسد:
« [به هر حال] همزه در تلفظ همانند حروف ديگر مانند هاء، قاف و ... بوده و حق آن است كه در عمل يكى از حروف زبان عربى شناخته شود».
وى در جاى ديگر مىگويد:
«درست است كه اهل حجاز به سبب روانى گفتار، همزه را گاهى به صورت «واو» و گاهى به صورت «ياء» (در حالت تخفيف همزه) مىنوشتند، ولى مسلم است كه اگر بخواهيم همزه را به طور صحيح و كامل تلفظ كنيم بايد به صورت «الف» نوشته شود».» بنابر اين با توجه به مطالب ارائه شده همزه يكى از آواهاى ساكن (consonants) است و بايد همواره به صورت الف (ا) نوشته شود و نام اصلى آن هم «الف» بوده است.
مرحله دوم: تاريخ پيدايش الف مدّى در نوشتار: آن چه تاكنون بحث كرديم مربوط به اين بود كه الف در اصل همان همزه است.
اما قسمت دوم بحث در زمينه «الف مدّى» است. در پيشينه زبان عربى براى الف مدّى و يا صداى كشيده (ا) صورت نوشتارى وجود نداشت، زيرا در زبان عربى علائم و حركات