پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٦٦
توليد و شنيده مىشوند، «حرف» نمىنامد، بلكه نظر مىدهد كه: «حرف، صورت نوشتارى آواهاى زبانى مىباشد». به عبارت ديگر صدايى كه از اندامهاى گفتارى شنيده مىشود در جايى ثبت مىشود تا در موقع نياز خوانده شود، از اين رو، صورت نوشتارى آن آوا و صدا را «حرف» مىگويند.
آواشناسى، صداهايى را كه از اندامهاى صوتى شنيده مىشود، چنين تقسيم و نامگذارى مىكند: «صداهاى صامت»، «حركات يا مصوّتها».
الف)- صداهاى صامت: يعنى «صداهاى ساكن»؛ اصطلاح فارسى آن «همخوانها» مىباشد. در اصل «صداهاى صامت»، واژهاى است كه به جاى كلمه «حرف» استعمال مىشود كه لغويان آن را به كار مىبردهاند.
به هر حال تعريف صداهاى صامت بدين قرار است: صداهاى مجهور يا مهموس را گويند كه هنگام تلفظ و توليد، مخرج و محلّ توليد معينى در دستگاه تكلّم دارند و تمايز آنها از يكديگر به خاطر همين متفاوت بودن مخرج و صفات آنهاست.
ب- حركات: نام ديگر آن «مصوّتها» مىباشد. «١» در آواشناسى فارسى به آن «واكهها» گفته مىشود، كه همان صداهاى كوتاه و كشيده هستند. مصوّتها صداهاى مجهورى هستند كه در حين توليد، تكيهگاه و مخرج خاصّى در دستگاه تكلّم ندارند، يعنى وقتى هوا از ششها خارج شد، تارهاى صوتى را مرتعش مىكند و به موازات حالت گرفتن دهان و چگونگى حالت آن، صدايى شنيده مىشود. «٢» علّت ارائه بحث حاضر ايناست كه نگارنده با توجه به مباحث جديد در اين زمينه، ازهمان اصطلاح «حرف» استفاده كردهاست. زيرا كلمه حرف به ذهن مربّيان و قاريانمحترم آشناتراست.
وگرنه اقراردارد اصطلاح «صامتها» يا صداهاى «صامت» دقيقتر از واژه «حرف» مىباشد.
چگونگى به وجود آمدن حروف: ماده اصلى تشكيل حروف، امواج صوتى است.