پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٣٠
حبيب زَيّات، كَسايى و ابو عمروبن علاء.
همچنين دو نفر از راويان قراء سبعه نيز ايرانى بودهاند: بَزّى (راوى ابن كثير) و ابوالحارث راوى قراءت كسايى.
اينجاست كه انسان به ياد گفتار رسول خدا- صلى اللّه عليه و آله- مىافتد كه فرمود:
«لَوْ كَانَ الْعِلْمُ مَنُوطاً بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَهُ رِجَالٌ مِنْ فَارْسْ» «١» اگر علم در ستاره ثريّا آويزان باشد، مردمى از اهل ايران به آن مىرسند.
شيعيان از قرّاء سبعه چهار تن از قرّاء سبعه از شيعيان امير مؤمنان على- عليه السلام- بودهاند، كه عبارتند از: عاصم، ابو عَمْرْو، حمزه و كسايى. ابن عامر هم از پيروان معاويه، و مذهب ابن كثير و نافع نيز مشخص نيست ولى ايرانى بودن آنان محرز است. «٢» برترين قراءت از قراآت سبعه از ميان قاريان هفتگانه، قراءت رايج و متداول بين مسلمانان- از عهد اول تا عصر ما- قراءتىاست كه موافق با قراءت عاصم به روايت حفص است. علت اين امر چند چيزاست:
قراءت حفص، قراءت عامه مسلمانان است به خاطر اينكه حفص و استادش عاصم به دو چيز اصرار و التزام داشتند، يكى موافقت قراءتشان با قراءت عامه مسلمانان، و ديگر به خاطر اينكه روايت اين قراءت، از نظر مسلمانان، متواتر است، بر همين اساس قراءت عاصم به داشتن اين دو ويژگى ممتاز است زيرا وى قراءت خويش را از استادش ابوعبدالرحمن سلمى گرفته و او از امام على (ع) و قراءت اميرمؤمنان نيز چيزى جز نصّ وحى نبوده است؛ و عاصم هم قراءت مذكور را به شاگردش حفص تعليم داده است.