پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٩
كه تقيّه ندارد، دين ندارد. تقيه در هر امرى رواست، جز در شرب نبيذ و مسح بر روىكفش.» «١» راويان قراءت ابو عمرو: «حفصِ دورى» و «سُوسى»، از ميان راويان قراءت او، شهرت بيشترى دارند، آنان قراءت ابو عمرو را با واسطه نقل كردهاند. چنانكه قبلًا گذشت.
«حفص دورى» راوى قراءت كسايى نيز بوده است.
«سوسى صالح بن زياد» (متوفاى ٢٦١ ه. ق)، ايرانى و از مردم شوش دانيال است.
ابن جزرى او را ضابط وثقه معرفى كرده است.
٧- ابن عامر دمشقى: نام وى «عَبْدُاللَّهِ بْنِ عَامِر يَحْصُبِى دمشقى» است. وى قارى شام و در زمان عُمَربْنِ عبدالعزيز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق بوده است.
وى را كه ٩٩ سال عمر كرده است، از پرعمرترين قاريان سبعه شمردهاند.
از مشهورترين راويان ابن عامر «هِشَام» و «ابْن ذَكْوَان» هستند كه قرائت وى را با واسطه نقل كردهاند. ناگفته نماند كه «ابن ذكوان» (١٧٣- ٢٤٧) قراءت خودش را بر كسايى نيز ارائه داده است. و گويند: هشام بن عمّار (١٥٣- ٢٤٥) نيز مردى خطيب، قاضى، مفتى و قارى دمشق بوده و در خطابه و سخنرانى بسيار زبردست، و از شهرت بسزايى برخوردار بودهاست. «٢» پنج ايرانى از قُرّاء سَبْعَه ابوعمرودانى مىگويد: «لَيْسَ فِى القُرّاءِ السَّبْعَة مِنَ الْعَرَبِ سَوَى اثْنَيْنِ، عبداللّه بن عامر قارىءُ دمشق، و ابى عمرو بن العلاء المَازِنى قَارِىءُ الْبَصْرَه». «٣» امّا در مورد «ابو عمرو بن علاء»، قاضى اسَد يَزِيدى چنين مىگويد: «انَّهُ مِنْ فارس (شيراز) مِنْ قَرْيَةٍ يُقَالُ لها كازرون و هى مَعْمُورَةُ اليوم». «٤» از اين رو با توجه به مجموع مباحثى كه مربوط به قراء سبعه آمد، نتيجهگيرى مىشود كه پنج نفر از قُرّاء سَبْعَه ايرانى بودهاند، يعنى: نافع بن ابى نعيم، عبداللّه بن كثير، حمزة بن