پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٥٨
ظاهرمىشود.
در آيه ياد شده، لفظ زينت در «زينتهن» مستثنى منه، و مستثنى نيز اسم موصول «ما» مىباشد، كه از جنس مستثنى منه است. لذا وقف بر «زينتهن» صحيح نيست. به اين دليل كه شنونده گمان مىكند كه نهى از آشكار كردن زينت، شامل انواع زينت است اعم از اين كه پنهان و يا ظاهر باشد، در حالى كه اين مفهوم، از آيه به دست نمىآيد.
حكم وقف در استثناى منقطع: در اين زمينه سه ديدگاه به اين ترتيب وجود دارد:
ديدگاه اوّل: وقف در مستثنى منه قبل از مستثنى به طور مطلق جايز است. در «البرهان فى علوم القرآن» «١» زركشى آمده است: توجيه جايز بودن وقف، اين است كه مستثنى در واقع، مبتدا مىباشد و با دلالتى كه در كلام وجود دارد خبر آن حذف شده است.
مثل اين كه در جواب كسى كه بپرسد: «مَنْ ابُوكَ»، بگوييم «زيد». در اين مثال در واقع «زيد» مبتدا است و خبرش حذف شده است. «٢» ديدگاه دوّم: اين است كه وقف به طور مطلق جايز نيست. زيرا استثناى منقطع از لحاظ لفظ و معنى به ما قبل خود نياز دارد. از لحاظ لفظ، بدين سبب كه «الَّا» و آن چه به معناى آن است، وقتى استعمال مىشود كه به ماقبل خود متّصل باشد.
مثلًا وقتى كسى بگويد: «مَا فِى الدَّارِ احَدٌ» در خانه هيچ كس نيست. و وقف كند و بعد از آن بگويد، «الّا الحمار» مگر درازگوش؛ اين صحيح نيست و از نظر دستور زبان عربى نازيباست.
امّا احتياج و نياز به لحاظ معنى به اين جهت است كه اگر كسى بگويد «ما فى الدار احد»، اين جمله از نظر معنا كامل و تمام است ولى اگر فقط بگويد «الّا الحمار» و ماقبل آن رانگويد، اين بىمعنا مىشود. بنابراين كامل شدن معنا در صورتىاست كه مستثنىمنه يا مستثنى بيايد.
ديدگاه سوّم: اين ديدگاه به تفصيل مسأله قائل است:
الف- در استثناى منقطع اگر به خبر تصريح نشده و خبر آشكار و بطور لفظى نيامده باشد، وقف كردن جايز نخواهد بود، زيرا در اين صورت، جمله «مستثنى» به ماقبل خود نياز دارد از مثالهاى اين نوع استثنا آيه ٧٨ سوره بقره است «و منهم امّيّون لايعلمون الكتاب الّا