پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٥٧
استثنا: عبارت است از خارج شدن اسم بعد از «الّا» و ساير ادوات استثناء «١»، از حكم قبل از آن، مانند اين آيه قرآن «فَشَرِبُوا مِنْهُ الَّا قَلِيلًا»»، (پس، از آن آب، لشكريان [طالوت] نوشيدند، مگر عدّه كمى از آنها). كلمه «قليلًا» در اين آيه را «مستثنى» مىگويند زيرا از حكم «شربوا» خارج شده است و حرف «واو» كه فاعل در فعل «شربوا» است «مستثنى منه» مىباشد چون در حكم نوشيدن آب داخل است.
در يك تقسيم بندى كلى استثنا بر دو نوع است:
الف- استثناى «متّصل»: اين در صورتى است كه مستثنى از جنس مستثنى منه باشد، مانند مثال بالا: «فَشَرِبُوا مِنْهُ الَّا قَلِيلًا»؛ چون هم آنان كه آب رانوشيدند و هم كسانى كه از آب ننوشيدند، از لشكريان طالوت بودند.
ب- استثناى منقطع: در جايى است كه مستثنى از جنس مستثنى منه نباشد، مانند آيه ٧٨ سوره بقره (٢) «وَ مِنْهُمْ امِّيُّونَ لَايَعْلَمُونَ الْكِتَابَ الَّا امَانِىَّ» و عدهاى از آنان [يهوديان] بيسوادانى هستند كه علمى به كتاب [تورات] جز اكاذيب و جز پندارهاى باطل ندارند.
در اين آيه «امانى» به معنى اكاذيب، مستثنى است كه از جنس مستثنى منه نيست، زيرا مستثنى منه «كتاب» است كه سراسر حقيقت است.
بعد از آشنايى با انواع استثنا، حكم وقف در آنها بيان مىشود.
حكم وقف در استثناى متّصل: اگر استثنا از نوع متصل باشد وقف كردن قبل از مستثنى، صحيح نمىباشد، بلكه به وصل خواندن مستثنى منه و مستثنى واجب است تا فايدهاى كه در جمله منظور شده است تحقق يابد.
از جمله مثالهاى استثناى متصل آيه ٣١ سوره نور (٢٤) است «وَ لَايُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ الَّا مَاظَهَرَ مِنْهَا» و زنان مؤمن زينتهاى خود را نبايد آشكار سازند، جز آن چه كه قهراً