پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٥٢
فصل سوم: نكات الحاقى ١- معناى جايز نبودن وقف از جمله مواردى كه علماى قراءت، وقف آن را جايز ندانستهاند اينها هستند: وقف بر مضاف بدون مضاف اليه، وقف بر فعل بدون فاعل، وقف بر مبتدا بدون آوردن خبر، وقف بر موصوف بدون آوردن صفت و سوال مىشود: جايز نبودن وقف در اين موارد و مانند آن، آيا تنها از نظر علم قراءت و وقف و ابتداست و يا شامل نظر شرع هم مىشود؟
جواب: پيشوايان علم وقف و قراءت، وقف در اين گونه موارد را از نظر صحّت قراءت و زيبايى تلاوت جايز نمىدانند و گرنه حرام يا مكروه شرعى نيست تا انسان دچار گناه يا كار ناشايستى شده باشد. پس مفهوم اين كلام، كه وقف بر فلان محل جايز نيست، يعنى وقف در آنها زينت و زيبايى قراءت را كم مىكند، و يا از بين مىبرد. لذا تنها از نظر قواعد قراءتى بايد قاريان از وقفهاى غيرجايز خوددارى كنند. «١» البته قارى قرآن در شرايط خاصى مىتواند در وقفهاى ممنوع و غيرجايز نيز وقف كند، مانند اين كه نفسش تمام شود، آيه را فراموش كند، يا به دليل تعليم قرآن، ناچار از وقف شود.
البته در صورت وقف، لازم است از جاى مناسب شروع كند.
بنابراين مقصود علماى وقف از جايز نبودن وقف، از جهت رعايت قواعد تجويد است نه از نظر شرع.
وقف ممنوع از نظر شرع: اگر كسى كه قرآن مىخواند به عنوان مثال در «وَ مَا مِنْ