پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٥٠
با مابعد خود ندارد. در حقيقت ابتداى آيه شامل مژده خداوند بر مؤمنان فرمانبردار است كه جايگاه آنان در روضههاى بهشت خواهدبود. لذا جملهبعدى (قل لااسئلكم ...) جمله جديدى است كه خداوند در آن به پيامبر (ص) دستور مىدهد كه از قوم خود بخواهد كه اهل بيتش را دوست بدارند.
پس از توضيحاتى كه داده شد آشكار مىشود كه وقف در (الصالحات) بهتر از وصل آنهاست زيرا نه از جهت لفظ و نه از حيث معنا با هم رابطهاى ندارند.
تذكّر: ضرورت دارد فرق ميان وقف لازم (م) و اولويت وقف (قلى) دانسته شود: در وقف لازم از نظر رعايت قواعد وقف، قارى قرآن موظف است وقف نمايد، زيرا در صورت وصل، معناى ديگرى از آيه به ذهن خطور مىكند و چه بسا معناى آيه تغيير يابد. ولى در اولويت وقف (قلى) براى وقف كردن الزامى نيست، چون در صورت عدم وقف، معناى غلطى از آيه تصوّر نمىشود.
و- وقف «مُراقَبَه» وقف مراقبه، اصطلاحى است براى دو موضع وقف كه نزديك هم باشند و وقف تنها بر يكى از آنها جايز باشد. قارى قرآن بايد مراقب تضادّ آن دو موضع باشد، يعنى در صورت وقف بر يكى از آنها بر ديگرى وقف نكند.
در قرآن كريم مواردى از وقف است كه عدهاى از پيشوايان علم قراءت، وقف در نزد كلمهاى را اجازه دادهاند و نزد كلمه بعدى را منع كردهاند. در مقابل، عدهاى ديگر وقف در اوّلى را اجازه ندادهاند ولى در دوّمى را بدون مانع دانستهاند. اين اختلاف ناشى از چگونگى برداشت از معناى آيات است.
قاريان قرآن در چنين مواردى در هر دو موضع نمىتوانند وقف كنند و بايد مراقب تضاد بين دو محلّ وقف باشند.
از مثالهاى اين وقف: آيه دوّم سورهبقره (٢): «ذَلِكَالْكِتَابُ لَارَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» است. قارى مىتواند هم بر «لارَيْبَ» و هم بر «فيهِ» وقف كند؛ ولى اگر بر «لاريب» وقف نمود، بايد «فيه» رابه وصل بخواند و اگر اراده كرد بر «فيه» وقف كند اجازه