پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٤٥
بهشت) داده مىشود، مىگويند: اين همان است كه قبلًا به ما روزى داده شده بود.
وقف بر «رزقا» ممنوع است چون لفظاً به مابعد خود مربوط است و (قالوا) جواب شرط براى قبلاز محلّ وقفاست. همچنين بدون عبارت (قالوا هذا الّذى رزقنا من قبل) جمله ناقص است و كامل نيست.
٢- آيه ١٢٠ سوره بقره (٢): «وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اهْوَائَهُمْ بَعْدَ الَّذِى جَآئَكَ مِنَ الْعِلْمِ لا مَالَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لَانَصِيرٍ» و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى بعد از آن كه آگاه شدهاى، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.
علّت ممنوعيت وقف بر «العلم»، اين است كه محل وقف با جمله بعد از خود ارتباط لفظى دارد، به اين دليل كه جمله (مالك من اللّه ...) جواب و جزاى شرط است و قاعده در جمله شرطيه اين است كه حرف شرط (انْ) و فعل آن (اتّبعت) با جواب آن با هم بيايند، و گرنه جمله از نظر لفظى ناقص است.
همچنين وقف روى (العلم)، جمله را از نظر معنا ناقص مىگذارد و شنونده هنوز منتظر كامل شدن سخن است.
٣- آيه ٤ و ٥ سورهماعون (١٠٧): «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلّيِنَ لا. الَّذِينَ هُمْعَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» پس واى بر نمازگزاران، كسانى كه در نماز خود سهلانگارى مىكنند.
«أشمونى»، مؤلف كتاب «منار الهدى فى بيان الوقف و الابتداء»، در مورد وقف بر «لِلْمُصَلِّين» مىنويسد: موجب به دست آمدن معنايى از آيه مىشود كه مخالف اراده خداوندى است. يعنى واى بر نمازگزاران، اعم از نمازگزاران واقعى و يا خطاكار. در حالى كه تهديد و وعده شديد، مربوط به نمازگزارانى است كه ويژگى آنها در دو آيه بعد آمده است:
نمازگزاران غافل و رياكار.
بنابراين قارى روى (لِلْمُصَلِّين) نبايد وقف كند، بلكه بر آيات بعدى بايد توقف كند.
ج- وقف «جايز» وقف جايز، وقف بر موضعى مىباشد كه وقف و وصل آن، هر دو جايز است. بدون اين كه يكى از آنها بر ديگرى ترجيح داشته باشد. به همين جهت به اين وقف «جايز مستوى