پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٤
جُحْدَرِى و يَعْقُوب حَضْرَمى.
قاريان شام: عَبْدُاللَّهِ بن عَامِر، عَطِيَّةُ بْنِ قَيْس، عبداللّه بن مُهَاجِر، يَحْيَى بْنِ حَارِث ذِمَارِى و شُرَيْحُ بْنِ يَزِيدِ حَضْرَمى.
تدوين علم قراءت بعد از اين دوره بود كه تربيت قاريان قرآن به وسيله پيشوايان و اساتيد قراءت در شهرهاى كوچك و بزرگ شروع شد و كرسى تعليم قرآن برقرار گرديد، و هر يك از قاريان بر مبناى فراگرفتههاى خود از محضر استاد، كار انتقال تعليم را به عهده گرفتند. آنان در حين آموزش، به شاگردان خود مىگفتند كه قراءتشان را از چه كسى فراگرفتهاند و بدانان توصيه مىنمودند كه ايشان نيز در تعليم قاريان جديد، مطابق همان قراءت آموزش دهند.
دستهاى از قراءتها به علت شهرت در گونه روايت و درايت پيشواى قراءت، از اتقان بيشترى برخوردار بود. كما اينكه دستهاى نيز ضعيف شمرده مىشدند. بتدريج به خاطر كثرت قاريان و قراءَتهاى ضعيف، اختلاف قراءتها اوج گرفت، تا جايى كه عدهاى از علماى امّت و بزرگان قراءت، سعى بليغى را در جهت آشكار كردن قراءتهاى صحيح از ضعيف و باطل، شروع كردند. براى تبيين و تمييز دادن قراءتهاى صحيح از ضعيف؛ و مشهور از شاذ، قواعد و اصولى وضع و تدوين شد. از همين جا بود كه قراءت به صورت «علم» و فنّى اسلامى مطرح و براى آن قواعد متقن و اصول مستحكمى بنا شد. «١» اولينتأليفات در علمقراآت: ابوعُبَيْدقاسمبن سلامانصارى (وفات، سال ٢٢٤ ه. ق.) «٢» شاگرد كسايى، اولين كسىاست كه در زمينه قراآت، دست بهتأليف زد، بنابه گفته ابْنِ جَزَرِى دركتاب اونام ٢٥ قارى و اصول قراءت آنهاآمدهاست كهازآن جمله، قاريان هفتگ پژوهشى در علم تجويد ٣٥ قواعد و ضوابط علم قراآت ص : ٣٤ انه مىباشند.
پس از قاسم بن سلام، احمد بن جُبَيْر (وفات، سال ٢٥٨) كتابى نگاشت كه در آن اصول پنج قراءت، جمعآورى شده است. وى بر اساس مصاحف پنجگانه عثمانى كه به