پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٣٨
خودشان است و شما مسؤول كار آنها نيستيد. در حالى كه آيه بعدى در زمينه مسأله تغيير قبله است. بنابراين، بيان و ادامه گفتار سابق نيست. لذا وقف در «يعملون» وقف مطلق است.
حكم وقف مطلق و علامت آن: در موارد وقف مطلق، وقف به طور مطلق خوب است و ابتدا از مابعد نيز پسنديده است. در قرآنهايى كه فقط از علائم سجاوندى استفاده كردهاند، حرف «ط» علامت وقف مطلق است.
ج- وقف «جايز» وقف در موضعى را گويند كه مىتوان به وقف و يا وصل خواند. براى اين كه معناى جمله، قطع و وصل را ايجاب مىكند. لذا هر دو وجه جايز است. مانند وقف بر «وَ مَا انْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ ج» «١» و ابتدا از «وَ بِالْأَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» در اين جا «واو عطف» اقتضا مىكند كه جمله قبلى به جمله بعدى وصل شود زيرا ارتباط دو جمله با يكديگر را نشان مىدهد.
از طرفى مقدّم شدن مفعول (بالاخره) بر فعل (يوقنون) در جمله دوّم، اقتضا دارد كه آن را از جمله اوّل جدا كنيم، زيرا تقديم مفعول بر فعل، نظم كلام را قطع كرده است. در حالى كه جمله دوّم در اصل «و يوقنون بالاخره» بوده است. به اين جهت جايز است آن را از جمله اوّل جدا خواند.
حكم وقف جايز و علامت آن: جايى كه علامت وقف جايز ديده مىشود وقف و وصل آن، هر دو جايز است. علامت اين وقف «ج» است.
د- وقف «مُجَوَّزٌ لِوَجْهٍ» وقف بر موضعى را «مجوز» نامند كه وصل آن بهتر است، ولى به علّتى و توجيهى، وقف بر آن موضع، جايز شده است.
مثال براى اين نوع از وقف: وقف بر «بالاخرة» در آيه ٨٦ سوره بقره «اوْلئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا بِالْأَخِرَةِ ز» و ابتدا از «فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ لَاهُمْ يُنْصَرُونَ» «٢»