پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٣٥
يا وقف بر «الْانْسَ» در آيه ٥٦ سوره ذاريات: «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْانْسَ الّا لَيَعْبُدُونَ» و مانند اينها.
«ابتدا» و حكم آن بر خلاف وقف كه گاهى اختيارى و گاهى اضطرارى است، ابتدا هميشه «اختيارى» مىباشد. بنابراين ابتدا از هر جا جايز است مگر از جايى كه معنى جمله را ناقص كند و يا منظور آيه شريفه را عوض نمايد.
اقسام ابتدا ابتدا نيز داراى اقسامى است. ابتدا همانند وقف، چهار قسم است:
تام، كافى، حسن و قبيح. هر كدام از اين اقسام بستگى به كامل بودن معنا يا ناقص و فاسد شدن معناى جملهاى است كه شروع مىكنيم.
١- مثال براى ابتداى تام: ابتدا از «وَ مِنَ النَّاسِ» در آيه ٨ سوره بقره، ابتداى تام است. زيرا مفهوم كلام الهى را مىرساند و جمله از نظر لفظ و معنا كامل مىباشد.
متن آيه چنين است:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْأَخِرِ وَ مَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ» و در ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهايم در حالى كه ايمان ندارند.
٢- مثال براى ابتداى كافى: مانند شروع از «خَتَمَ» در آيه ٧ سوره بقره:
«خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَ عَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى ابْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده، و بر چشمهاى آنها پرده افكنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آنان است.
٣- مثال براى ابتداى حسن: مانند ابتدا از «مَنْ يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ ...» از آيه ٨ سوره بقره، در صورتى كه بر «وَ مِنَ النَّاسِ» وقف شده باشد. اين ابتدا «حسن» است، براى اين كه جمله داراى معنا و مفهوم مىباشد.