پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٣٣
١٠- وقف بر «مميّز» و شروع از «تمييز» مانند: «فَكُلِى وَ اشْرَبِى وَ قَرِّى* عَيْناً» (مريم/ ٢٦)
١١- وقفبر «اسمموصول» وابتدااز «صله» آن، مانند: «مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِى* يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» (ناس/ ٤ و ٥)
١٢- وقف بر «امر» و ابتدا از «جواب امر» مانند: «فَأْوُوا الَى الْكَهْفِ* يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ» (كهف/ ١٦)
١٣- وقف بر «مضاف» و ابتدا از «مضافٌ اليه» مانند: «ذِكْرُ* رَحْمَةِ رَبِّكَ» (مريم/ ٢).
١٤- وقف بر «فعل» بدون ذكر «فاعل» مانند: «قَالَ* اللَّهُ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقَهُمْ» (مائده/ ١١٩)
١٥- وقف روى «فعل» بدون ذكر «مفعول» مانند: «وَ اذِابْتَلَى* ابْرَاهيِمَ رَبُّهُ» (بقره/ ١٢٤).
نوع دوّم: وقف در موضعى است كه به فاسد كردن معنى و تغيير مفهوم گفتار خداوند منجر شود. به چند مورد از اين نوع وقف قبيح، در آيات قرآن كريم اشاره مىشود:
١- وقف در «و ان يعودوا» در آيه ٣٨ سوره انفال:
«قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا انْيَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَاقَدْسَلَفَ وَ انْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْاوَّلِينَ» يعنى به آنها كه كافر شدند بگو: چنانچه از مخالفت باز ايستند [و ايمان آورند]، گذشته آنها بخشوده خواهد شد و اگر به اعمال سابق باز گردند، سنّت خداوند و گذشتگان، درباره آنها جارى مىشود. [و حكم نابودى آنان صادر مىگردد].
وقف در عبارت «انْ يَعُودُوا» اين معنا را مىدهد كه كفّار چه از كفر خود دست بردارند و چه در كفر خود باقى بمانند آمرزيده مىشوند. باطل بودن اين معنا كاملًا واضح است.
٢- وقف در «كفرتم» در آيه ٧ سوره ابراهيم (ع):
«وَ اذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَا زِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ انَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ» يعنى: [به خاطر بياوريد]، هنگامى كه پروردگارتان اعلام داشت: اگر شكرگزارى كنيد [نعمت خود را] بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسى كنيد مجازاتم شديد است.
وقف در «كفرتم» اين معناى فاسد را به دست مىدهد كه خداوند وعده داده است