پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٢١
اشمام در لغت به معنى «بوييدن» و در اصطلاح علم قراءت اشاره به حركت حرف آخر كلمه، بدون صدا مىباشد. «١» و به عبارتى ديگر، اشمام آن است كه لبها، حالت تلفظ ضمّه به خود بگيرد. «٢» اشمام به ضمّه اختصاص دارد، از اين رو، وقف اشمام در كلماتى جايز است كه مرفوع باشند و يا ضمّه داشته باشند، مانند «رَحِيمٌ، فَيَكُونُ» فايده وقف رَوْم و اشمام: اين دو وقف، نشان دهنده حركتى است كه در حال وصل براى حرفى كه بر آن وقف شده است ثابت بوده است، تا براى شنونده يا بيننده معلوم شود حركتى كه بر آن وقف شده، چه بوده است. «٣» موارد عدم جواز رَوْم و اشمام: رَوْم در سه مورد زير جايز نيست:
الف- «تاء تأنيث»؛ زيرا تاء تأنيث به هنگام وقف، به هاء ساكن بدل مىشود، لذا حركتى ندارد تا بتوان وقف روم يا اشمام نمود؛ مانند: «الْجَنَّةُ، لَعِبْرَةً، مَرَّةٍ».
ب- «ميم ضمير جمع مذكّر»: چون اين ميم، مبنى بر سكون و فاقد حركت است، مانند «فِيهِم، انَّهُمْ، رَبُّكُمْ، عَلَيْكُمْ».
ج- روى حرفى كه «حركت عارضى» دارد نيز به روم و اشمام نمىتوان وقف كرد؛ زيرا در حال وقف داراى سكون اصلى است. مانند «قُلِ ادْعُوا، قُمِ الَّيْلَ، فَتَمَنَّوُ الْمَوْتَ» كه كسره لام «قُلِ» و ميم «قُمِ» و ضمّه واو «فَتَمَنَّوُا» براى رفع التقاى دو ساكن آمده و عارضى است.
يادآورى مهم: در مواردى كه وقف روم و اشمام جايز است، وقف اسكان نيز جايز است، مانند «نَارٍ، عَلِيمٌ، قَوْمِ، نَسْتَعِينُ». ولى هر جا كه وقف اسكان جايز باشد روم و اشمام جايز نيست؛ مثل وقف روى كلماتى كه مفتوح يا منصوب هستند و يا كلماتى كه آخر آنها داراى جزم است، مانند «لَا رَيْبَ، رَحِيماً، لَمْ يَلِدْ، وَ لَمْ يُولَدْ».