پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢١٠
«اللَّهُ لَاالهَ الَّا هُو»، بنابر قاعده التقاء ساكنين استثنائاً مفتوح مىشود. در اين هنگام همه قراء سبعه به دو وجه مدّ و قصر خواندهاند. «١» وجه اوّل: علّت اين كه به طول خوانده مىشود، عمل به قاعده اصلى است، كه بايد مدّ لازم را به طول خواند. در اين جا ميم مفتوح با توجه به اصل خود كه داراى سكون ذاتى بوده به مدّ (طول) خوانده مىشود.
وجه دوّم: آن را به قصر نيز مىتوان خواند، براى اين كه سكون به دليل رفع التقاى ساكنين، تبديل به حركت شده است. بنابراين سبب مدّ فرعى از بين رفته و بايد صداى مدّى «ياء» را به قصر خواند.
مدّ «عارضى» يا «سكون عارضى»: به مدّى اطلاق مىشود كه بعد از صداهاى كشيده، حرف ساكن باشد، ولى سكون آن عارضى باشد. اين نوع از سكون در هنگام وقف، بر حرف آخر كلمه عارض مىشود، مانند: عَالَمِينَ (عَالَمِينْ)، يَوْمِ الدِّينِ (يَوْمِ الدِّينْ) نَسْتَعِينُ (نَسْتَعِينْ).
مقدار مدّ «عارضى»: بين قرّاء در اين زمينه اختلاف است. عدهاى آن را مانند مدّ لازم به طول (٦ حركت) خواندهاند و اعتنايى به عارضى بودن سكون آن نكردهاند.
افرادى مانند «ابوبكر بن مجاهد»، «شاطبى» و ديگران، مدّ عارضى را به مقدار «توسّط» دانستهاند، علت آن را از طرفى مراعات اجتماع دو حرف ساكن؛ و از سوى ديگر، عارضى بودن سكون آن شمردهاند.
بنابر نظر سوم، بايد مدّ عارضى را به «قصر» خواند، زيرا سبب را سكون عارضى دانسته و آن را موجب مدّ فرعى نمىشناسند. همان گونه كه در سكون عارضى بر كلماتى مانند «الْقَدْرْ»، «وَالْفَجْرْ» نيز چنين است.
امّا ابن جزرى هر سه وجهِ، قصر، توسط و طول را براى همه قاريان جايز مىداند.
«الصَّحيحُ جَوَازُ كُلٍّ مِنَ الثَّلَاثَةِ لِجَميعِ الْقُرَّاءِ» «٢» ، نظر صحيح، جايز بودن هر سه وجه براى همه قاريان است.