پژوهشى در علم تجويد - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٠٧
علّت مدّ در متّصل و منفصل: كتابهاى تجويد، علّت كشش صداهاىكشيده نزد همزه را چنين بيان كردهاند: صداهاى كشيده، ضعيف بوده و به صورت روان ادا مىشوند. از اين رو هنگامى كه در كنار همزه كه از حروف قوى است و به سختى ادا مىشود قرار گيرند، آنها را امتداد مىدهند تا كاملًا ظاهر شوند. «١» بعضى نيز علت مدّ را آمادگى براى تلفظ همزه دانستهاند. «٢» در پايان اين قسمت از بحث، نظر شما را به دو نكته جلب مىكنيم.
نكته اوّل: در مدّ منفصل، صداى مدّى معمولًا به صورت الف، واو و ياء نوشته مىشود. امّا گاهى اوقات، مدّ منفصل خوانده مىشود ولى صداى كشيده آن علامت نوشتارى ندارد. اين موارد در هاء ضميرى است كه به حالت اشباع وصله خوانده شود. مثلًا در عبارت: «رَسُولُهُ انْ كُنْتُمْ»، هاء ضمير با صداى مدّى (او) خوانده مىشود ولى اثرى از آن در نوشتار نيست، يا در عبارت «بِهِ الَّا» هاء ضمير با صداى مدّى (اى) خوانده مىشود، در حالى كه نوشته نمىشود.
اگر پس از هاء ضميرى كه صله مىگيرد همزهاى بيايد، از موارد مدّ منفصل شمرده مىشود كه به آن مدّ «صله» هم مىگويند. اين نوع از مدّ هم مانند مدّ منفصل دو وجهى است. بدين جهت اگر مدّ منفصل به قصر خوانده شود اين مدّ نيز به قصر خوانده مىشود و اگر به «توسط» خوانده شود، مدّ صله نيز از آن تبعيت مىكند.
نكته دوّم: «هاء» در عبارت «هؤُلَاء» هر كجاى قرآن كه باشد مدّ منفصلاست. ولى در رسم الخط قرآن به همزه كلمه پس از خود، وصل شده است. بدين سبب به دو وجه قصر و مدّ خواندهمىشود. البته مدّ دوم دراين عبارت مدّ متّصلاست، كه بحثى در مورد آن نيست.
اقسام مدّ فرعى با سبب «سكون» ١- مدّ «لازم»: به مدّى اطلاق مىشود كه بعد از صداهاى مدّى، حرف ساكنى قرارگيرد كه سكون آن ذاتى يا لازم باشد. مانند: وَ لَاالضَّالِّينَ، اتُحَآجُّونّىِ، ءَالْأَن، ق، الم.